⸻
جنگ چه زمانی واقعاً به پایان نزدیک میشود؟
نه زمانی که وزرای خارجه تلفنی صحبت کنند.
نه زمانی که یک میانجی پیام تازهای منتقل کند.
نه حتی زمانی که دو طرف بگویند دنبال صلح هستند.
نقطه واقعی تغییر زمانی فرا میرسد که حداقل یکی از دو طرف به این نتیجه برسد:
آنچه با یک ماه جنگ بیشتر میتوانم به دست بیاورم، کمتر از چیزی است که در همان یک ماه از دست خواهم داد.
آن لحظه، جنگ از مسئله «تحمل» به مسئله «معامله» تبدیل میشود.
و نشانههایش هم قابل مشاهده خواهد بود:
کاهش واقعی حملات، نه فقط حرف درباره آتشبس.
بازگشت تدریجی تردد در هرمز، نه فقط اعلام آمادگی برای بازگشایی.
تغییر ادبیات از «شرایط ما» به «ترتیب اجرای تعهدات».
و مهمتر از همه، آمادهسازی افکار عمومی برای پذیرش نتیجهای که احتمالاً برای هیچکدام کامل نخواهد بود.
زیرا واقعیت این است که تقریباً هر توافقی که امروز ممکن باشد، برای هر دو طرف ناقص خواهد بود.
⸻
سختترین واقعیت جنگ
ایران احتمالاً نمیتواند آمریکا را وادار کند شکست نظامی را بپذیرد.
آمریکا نیز تاکنون نتوانسته ایران را وادار کند شرایط پایان جنگ را یکطرفه بپذیرد.
پس سؤال اصلی دیگر این نیست که کدام طرف توان تخریب بیشتری دارد.
سؤال این است که کدام طرف زودتر خواهد فهمید:
ضربه بعدی الزاماً نتیجه سیاسی بهتری ایجاد نمیکند.
تاریخ جنگها پر است از لحظاتی که رهبران بعدها فهمیدهاند بهترین فرصت پایان جنگ چند هفته یا چند ماه قبل بوده؛ همان زمانی که هنوز تصور میکردند «کمی فشار بیشتر» میتواند همهچیز را عوض کند.
ممکن است ایران و آمریکا نیز اکنون به چنین لحظهای نزدیک شده باشند.
و اگر چنین باشد، خطرناکترین سلاح این جنگ نه موشک بالستیک است، نه ناو هواپیمابر و نه حتی تنگه هرمز.
خطرناکترین سلاح، این باور است که طرف مقابل فقط یک فشار دیگر تا شکستن فاصله دارد.
یادداشت سر دبیر سیمرغ
آشیان سیمرغ | تنها رسانه خبری دکتر مهدی مطهرنیا
@simorghdata369
zal


