اگر هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای باشد، شاید بتوان… — آکادمی پژوهشِ مجید حیدری چروده — TG.ME

اگر هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای باشد، شاید بتوان برای آن یک پایان مذاکره‌شده تصور کرد.

اگر هدف حذف کامل ظرفیت غنی‌سازی باشد، توافق بسیار دشوارتر می‌شود.

اگر بازگشایی هرمز تحت شرایط موردنظر آمریکا نیز جزو اهداف باشد، یک پرونده دیگر به میز اضافه می‌شود.

اگر تغییر رفتار منطقه‌ای ایران، کاهش توان موشکی یا بازطراحی نظم امنیتی منطقه نیز بخشی از هدف باشد، نقطه پایان باز هم دورتر می‌شود.

اینجاست که یک مشکل بزرگ شکل می‌گیرد:

هرچه تعداد اهداف جنگ بیشتر شود، تعریف پیروزی سخت‌تر می‌شود.

و بدون تعریف روشن پیروزی، تعریف پایان جنگ نیز ممکن نیست.

همین موضوع اکنون در فضای سیاسی آمریکا هم دیده می‌شود.

بحث دیگر فقط این نیست که آمریکا چه میزان قدرت نظامی دارد؛ بحث این است که این قدرت قرار است دقیقاً چه نتیجه‌ای تولید کند.

اگر بعد از ماه‌ها درگیری هنوز پاسخ روشنی برای این سؤال وجود نداشته باشد، خود جنگ می‌تواند هدف تولید کند.

هر موفقیت نظامی، به‌جای نزدیک‌کردن پایان، توقع جدیدی ایجاد می‌کند.



ایران هم با همان پرسش مواجه است

تهران نیز باید مشخص کند چه چیزی برای پایان جنگ کافی خواهد بود.

رفع محاصره؟

آزادسازی دارایی‌ها؟

تضمین عدم حمله مجدد؟

توافق هسته‌ای؟

پذیرش نقش بیشتر ایران در ترتیبات امنیتی هرمز؟

یا ترکیبی از همه این‌ها؟

این مسئله بسیار مهم است، چون اگر ایران پس از ماه‌ها جنگ دقیقاً به وضعیت قبل بازگردد، باید بتواند توضیح دهد این حجم از هزینه برای چه دستاوردی پرداخت شده است.

در طرف مقابل، اگر آمریکا توافقی را بپذیرد که ایران آن را به‌عنوان افزایش نقش خود در هرمز یا عقب‌نشینی واشنگتن معرفی کند، دولت آمریکا نیز باید پاسخ دهد چرا فشار نظامی ایران به امتیاز سیاسی منجر شده است.

در نتیجه دو طرف فقط درباره منافع اختلاف ندارند.

هر دو به روایتی نیاز دارند که بتوانند آن را پیروزی معرفی کنند.

و هنوز فرمولی پیدا نشده که هر دو طرف بتوانند با آن از جنگ خارج شوند.



چرا میانجی‌ها هنوز کاری از پیش نبرده‌اند؟

مشکل کمبود واسطه نیست.

عمان فعال است.

پاکستان پیام منتقل می‌کند.

قطر نقش دارد.

کشورهای اروپایی نیز وارد تماس‌های دیپلماتیک شده‌اند.

اما میانجی نمی‌تواند اختلافی را حل کند که هنوز در سطح محاسبه هزینه و فایده حل نشده است.

تا وقتی واشنگتن تصور کند چند هفته فشار بیشتر می‌تواند ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، چرا باید امروز امتیاز بدهد؟

و تا وقتی تهران تصور کند چند هفته اختلال بیشتر در هرمز می‌تواند هزینه سیاسی و اقتصادی آمریکا را افزایش دهد، چرا باید امروز عقب‌نشینی کند؟

به همین دلیل، یک اشتباه رایج در تحلیل دیپلماسی شکل می‌گیرد:

وجود مذاکره به معنای آمادگی برای توافق نیست.

گاهی مذاکره فقط یکی دیگر از ابزارهای جنگ است.

برای فهمیدن اینکه دیپلماسی واقعی آغاز شده یا نه، نباید فقط تعداد تماس‌ها و واسطه‌ها را شمرد.

باید دید آیا محاسبه دو طرف درباره ارزش «ادامه جنگ» تغییر کرده است یا نه.

تا این لحظه، نشانه‌های کافی از چنین تغییری دیده نمی‌شود.



«فقط یک فشار دیگر»

اینجا می‌رسیم به خطرناک‌ترین بخش ماجرا.

فرض کنیم واشنگتن به این نتیجه برسد:

«اگر محاصره را کمی شدیدتر کنیم، ایران عقب می‌نشیند.»

تهران ممکن است هم‌زمان نتیجه بگیرد:

«اگر چند هفته دیگر فشار روی هرمز ادامه پیدا کند، آمریکا عقب می‌نشیند.»

هیچ‌یک لزوماً دنبال جنگ بزرگ‌تر نیستند.

اما هر دو ممکن است برای پایان دادن به جنگ، تشدید کوتاه‌مدت فشار را ضروری بدانند.

و دقیقاً همین منطق می‌تواند جنگ را بزرگ‌تر کند.

این یکی از خطرناک‌ترین پارادوکس‌های جنگ‌های فرسایشی است:

طرف‌ها تشدید تنش را نه برای ادامه جنگ، بلکه برای تمام‌کردن جنگ توجیه می‌کنند.

هر طرف به خودش می‌گوید:

فقط یک حمله دیگر.

یک تحریم دیگر.

یک کشتی دیگر.

یک هفته دیگر.

و اگر طرف مقابل نشکند، دوباره همان استدلال تکرار می‌شود.

به این ترتیب جنگی شکل می‌گیرد که هیچ‌کس در ابتدا تصمیم نگرفته بود تا این اندازه طولانی یا گسترده شود.



بزرگ‌ترین خطر، تصمیم برای جنگ تمام‌عیار نیست

احتمالاً هیچ‌یک از بازیگران اصلی علاقه‌ای ندارند کل منطقه وارد یک جنگ مهارنشدنی شود.

اما برای وقوع چنین جنگی الزاماً تصمیم آگاهانه‌ای لازم نیست.

کافی است یک طرف میزان تحمل طرف مقابل را اشتباه محاسبه کند.

یک کشتی با تلفات زیاد.

یک حمله به پایگاه آمریکایی.

یک ضربه به زیرساخت حیاتی کشورهای عربی.

یک عملیات با تلفات غیرمنتظره.

هرکدام می‌تواند مرزی را جابه‌جا کند که پیش از آن هیچ‌کس تصور نمی‌کرد عبور از آن ضروری باشد.

به همین دلیل، حوادث کوچک دریایی را نباید صرفاً مجموعه‌ای از اخبار پراکنده دید.

هر حادثه در واقع یک آزمون است:

طرف مقابل تا کجا تحمل خواهد کرد؟
❤3
August 16, 2026 197 2