نقدی بر اجرای درخشان مدآ اثر حمیدرضا رحیمی نویسنده: بهنام ترابی… — کانال اطلاع رسانی دکتر بهنام ترابی — TG.ME

نقدی بر اجرای درخشان مدآ اثر حمیدرضا رحیمی
نویسنده: بهنام ترابی

شاهکاری در فضا، بدن و غیاب.
مواجهه با تراژدی کلاسیک همواره این ریسک دراماتورژیک را به همراه دارد که در ورطه باستان‌گرایی فرمالیستی یا تقلیل‌گرایی سانتیمانتال سقوط کند. اما اجرای اخیر حمیدرضا نعیمی از «مده‌آ»، مانیفستی است از بلوغ دراماتیک یک کارگردان پنجاه‌ودوساله که متن اوریپید را از بار تاریخی صِرف آزاد کرده و آن را به مثابه یک ترومای زنده، اگزیستانسیل و سیاسی به صحنه معاصر پرتاب می‌کند. نعیمی با دوشقه‌کردن فیگور مده‌آ میان «زنانگی انضمامی و امروزین» و «اکت اسطوره‌ای و تاریخی»، شکافی معرفت‌شناختی در صحنه ایجاد می‌کند که تماشاگر را نه به ترحم و کاتارسیس سنتی، بلکه به تفکر انتقادی و حیرت وامی‌دارد.
دراماتورژی صحنه‌پردازی نعیمی بر پایه یک مینیمالیسم هندسی و رادیکال بنا شده است. تمام جهان نمایش در دو ابزار بصری خلاصه می‌شود: یک میز دفورمه و یک صندلی منفرد.
میز دفورمه سطحی نامتوازن که هندسه کلاسیک فضا را بر هم می‌زند؛ استعاره‌ای فضایی از فروپاشی توازن قدرت و قانون پدرسالار. میز دیگر ابزار دکور نیست، بلکه زمینی لغزان از نسبت‌های انسانی دگرگون‌شده است.
صندلی در تمام طول نمایش خالی می‌ماند. این دالّ بصری که به سوژه/کارگردان یا قدرت غایب ارجاع می‌دهد، هرگز توسط هیچ بدنی اشغال نمی‌شود. این تهی‌بودگی مداوم، «غیابِ تثبیت‌شده» را به ابژه‌ای هولناک بدل می‌کند؛ جایگاهی که متعلق به اقتدار است اما دست‌نیافتنی و پوچ باقی می‌ماند.
نعیمی با رویکردی فرمالیستی و آوانگارد، جایگاه مؤلف را دستکاری می‌کند. صدای کارگردان که از اتاق فرمان پخش می‌شود، تجسم حضوری پان‌اپتیکونی و خداگونه است؛ صدایی فرادست که کنش‌ها را مشاهده، پایش و متوقف می‌کند.
هم‌نشینی این صدا با موسیقی زنده و پراگرسیو، سیالیتی دیالکتیکی به ضرب‌آهنگ صحنه می‌بخشد. موسیقی جریان خطی زمان را می‌شکند و ضرباهنگ تروما را بازتولید می‌کند. این سیالیت مستقیماً به نورپردازی اکسپرسیونیستی اثر پیوند می‌خورد؛ نوری که خطوط هندسی سفت و سختی روی میز دفورمه ترسیم می‌کند اما در عین حال با زاویه‌ها و شدت‌های متغیر، فضا را از ماده به معنا تبدیل می‌نماید.اوج جسارت آوانگارد نمایش در لحظه‌ای رخ می‌دهد که قراردادهای بازنمایی به تعلیق درمی‌آیند:

کاراکتر زن (با بازی ریحانه رضی) به یک‌سوم راست صحنه پناه می‌برد، به دیوار تکیه می‌زند و نمایشی که تا پیش از این در اوج تنش بود، در یک سکون مطلقِ یک‌دقیقه‌ای فرو می‌رود. با روشن شدن نور سالن، نعیمی تمام توهم دراماتیک را در هم می‌شکند؛ خیرگی دوسویه میان صحنه و تماشاگر آغاز می‌شود و امر واقع جایگزین نمایشگری می‌گردد. این تعلیقِ بی‌دلیل و ارگانیک، مسئولیت نگریستن را مستقیماً به ناظر واگذار می‌کند.
بازی ریحانه رضی بدون شک یکی از درخشان‌ترین و تراز اول‌ترین اجراهای بازیگری زن در سال‌های اخیر تئاتر ایران است. رضی با درک فوق‌العاده از تمپو، اکستنشن‌های حرکتی و توازن دینامیک انرژی، بدن را به یک «آرشیو تروماتیک» تبدیل می‌کند. بیان فیزیکی او فاقد اغراق‌های هیستریک تئاتریکال است و تنش‌ها از عمق عضلات و سکون‌های حساب‌شده زاده می‌شوند؛ اجرایی که جایگاه او را در سطح اول بازیگری تثبیت می‌کند.
نقش نوحیان به دلیل ماهیت متن در لبه باریک سقوط به ورطه احساسات‌گرایی مفرط حرکت می‌کند؛ با این حال، هدایت میلی‌متری کارگردان مانع از این لغزش شده و اجرای او را در مرزی کنترل‌شده، اثرگذار و در خدمت پویایی کلی درام نگه می‌دارد
پرسشی که در پایان این اجرای جسورانه پیش روی جامعه تئاتر قرار می‌گیرد شفاف است: اگر حمیدرضا نعیمی با این مده‌آ پای به عرصه رقابت‌هایی نظیر جشنواره فجر بگذارد، آیا اثری توان هماوردی با این سطح از دقت، مهندسی صحنه، زیباشناسی جسورانه و کیفیت بازیگری را خواهد داشت؟
پاسخ به روشنی منفی به نظر می‌رسد. هماهنگی بی‌نقص میان نور اکسپرسیو، دکور مینیمال و دفورمه، صداگذاری اقتدارگرایانه و بازی خیره‌کننده ریحانه رضی، این اثر را فراتر از استانداردهای مرسوم تئاتر روز قرار داده و آن را به سنگ محکی برای سنجش تئاتر مدرنیستی و پیشرو بدل ساخته است.
❤5
September 3, 2026 131