و می‌دانست که من هم مثل خودش، سال‌هاست هم‌نشینِ تنهایی‌ام؛ می‌دانست… — مَنی کِه دَر شعر جا ماند. — TG.ME

و می‌دانست که من هم مثل خودش، سال‌هاست هم‌نشینِ تنهایی‌ام؛ می‌دانست که همه را از دست داده‌ام و از این دنیا، دلِ من تنها به او خوش است. من ادامه دادم، همان‌گونه که درختِ زخمی به ایستادن ادامه می‌دهد؛ اما هنوز هم گاهی در سکوتِ شب، دلم آهسته می‌گوید: کاش کنارم بودی… نه از سرِ ناتوانی، بلکه برای اینکه بعضی حضورها، خستگیِ تمامِ جنگ‌های زندگی را از جان آدم می‌شویند. F.S

June 14, 2026 153 2