🔵 نوشته ای از دکتر محمد عزیز حسامی حفظه الله در اعتراض به مراسمات ناشرعی نوروز و... !
«إنا لله و إنا إلیه راجعون»
باید به جوانرودی که نماد شرافت و الگوی مقاومت در برابر کلاه پهلوی بود و به مردمی که اجازه نمیدادند نامحرمان ناموسشان را ببینند، تسلیت گفت!!!
باید تسلیت گفت به جامعهٔ دینی کردستان و به روحانیونی که در کنار آتش نوروز به تأویل احادیث نبوی در رد جشنهای جاهلی میپرداختند تا از طرف مشتی جوان سخیف مدعی ناسیونالیسم مورد تشویق قرار گیرند!!!
باید تسلیت گفت به مسئولینی که مدعی دفاع از ارزشهای اسلام و انقلاب هستند و برای کسب مقام و دریافت گروه تشویقی خود را بسیجی مخلص اعلام میکنند!!!
باید تسلیت گفت به کشوری که مدعی حکومتی با اسلام ناب محمدی است!!!
چه مصیبتی بزرگتر از این که خودجوش و با افتخار - به نام عید ملی نوروز - دختر و پسر کُرد جوانرودی دست در دست هم گذاشته و در ملأ عام به رقص بپردازند؟!
البته به دشمنان دین، صهیونیسم یهود و تحصیلکردگان خام و ناسیونالیستهایی که در راستای شهوات و هوسهای شیطانی خود، مجری طرحهای دشمنان دین و ملت قهرمان کُرد هستند و آرزوی چنین روزی را داشتند، باید این موفقیت بزرگ را تبریک گفت.
به مدعیان آزادیهای جنسی و ... نیز باید صمیمانه تبریک گفت که فعالیتهایشان به ثمر نشسته است.
آه !!
خدایا چه بودهایم و چه بر سرمان آمد و در چه جایگاهی بودیم و به کجا رسیدهایم؟!
خدایا ما به کدام سمت میرویم و سُکان دین و اخلاق و فرهنگ ما در دست چه کسانی است؟!
آیا این همان ملتی است که در مقابل ساواک برای شرکت زنانشان در جشنهای شاهنشاهی، مقاومت میکرد؟!
مگر از مرگ کدخدا حسن بیولهای که چشمانش را برای مقابله با کشف حجاب و دفاع از ناموس کُرد جوانروی از دست داد، چند سال گذشته است؟!
و
چقدر زود تاریخچهٔ مبارزات سیزده سالهٔ جوانرود و بیگزادههایش در مقابل رژیم منحوس پهلوی و همراهیشان را با نهضت بارزانیها، به دست فراموشی سپردیم؟!
وقتی جشن انارانه -این بدعت با پیشینهٔ سه ساله- را از روستاهای محروم مرزی به کاخ نیاوران میکشانند، هیچ خردمندی اندیشید که راستی چه کسانی پشت پردهٔ این خیانتهای فرهنگی و دینی قرار دارند؟!
در مملکتی که برگزاری کوچکترین تجمع، نیازمند أخذ مجوز از چندین ارگان و عبور از چندین فیلتر است، چگونه است که ظرف دو ساعت، تجمعی چند هزار نفری برای بیغیرت و بیشرافت کردن یک ملت و لگد مال کردن شعارهای انقلاب، شکل میگیرد؟!
نمیدانم نماز خواندن و جمعه رفتن چیست و ایمان چه جایگاهی نزد این مردم دارد؟!
شاید هم شعار دین و نماز ریاکارانه که برای بسیاری عادتی بیش نیست، مدتی دیگر رنگ ببازد و شاید جرم تلقی گردد...
آیا دین، عقل سالم، شرف، وجدان و مردانگی اجازه میدهد که دختر و همسر و ناموس خود را با چنین شناعتی رها کرده و در اختیار دیگران قرار داد؟!
آیا چنان افرادی اندیشه میکنند که دختر یا همسرشان با شرکت در چنان تجمع غیراخلاقی، دچار چه تباهی و فسادی خواهند شد؟!
این نتیجهٔ قومیتگراییِ خیانتکارانهای است که دشمنان این ملت به ما میآموزند و از فرهنگ غنی کُردی ما را، تنها رقص و موسیقی را بر میشمرند.
حاشا که من از این قومیت و پیشینه مبرّا هستم و نمیخواهم کسی مرا دیگر کُرد جوانرودی بنامد.
البته سالهاست که از جوانروی بودن خود شرم دارم؛
از آن روزی که نُقل مجالس و شبنشینیهای جوانرود، توهین به معلمان دلسوخته و روحانیون ربّانی شد و شبکههای ماهوارهای به نام دین و تمدن و فرهنگ کُردی، حریم خانوادههای جوانرودی را شکست
و
از آن وقت که عادت زشت طلاق در میان این مردم رواج یافت و حکم اجماعی وقوع طلاق ثلاثه پیشنهادی از جانب خلیفهٔ رسول خدا، از طرف روحانینماهای این شهر، مورد استهزا قرار گرفت،
دیگر شرم داشتم که خود را جوانرودی بنامم.
از آن روزی که این جرثومهٔ فساد به نام بازارچه و توسعه اقتصادی جوانرودِ عزیزِ من، افتتاح شد و لقمههای حرام از بانکهای ربوی به دهان اطفال معصوم وارد شد و کلک زدنهای بازاریان به شهرستانیها، زرنگی قلمداد گردید و آوازهٔ دستفروشان برای فروش ورق و مشروب به گوشم رسید،
دیگر بر پیشانیام عرق شرم افتاد که بگویم جوانرودیام یا پلاک ۲۹ ل بگیرم.
📝ماموستا محمدعزیز حسامی ( جوانرود ).
🔸کانال خود را به دوستان معرفی کنید
لینک کانال #دین_و_ژین
🧊 @Din_zhin 🧊
🧊 @Din_zhin🧊
6December 21, 2025 974 7