در این صورت، مسئله تنها این نیست که «طراحی هوشمند هنوز اثبات نشده است»؛ مسئله عمیقتر است: با چه آزمون تجربیای میتوان آن را شکست داد؟
اینجا پای تمایز مهمی در فلسفهٔ علم به میان میآید. اگر بگوییم هر ساختار پیچیدهای که هنوز برایش مسیر فرگشتی پیدا نکردهایم، «طراحی شده» است، آنگاه طراح تبدیل به توضیحی برای جهل ما میشود، نه توضیحی برای یک سازوکار طبیعی. این همان چیزی است که میتوان آن را خطرِ تبدیل «شکاف معرفتی» به «علت هستیشناختی» دانست.
البته باید در نقد بهی یک نکتهٔ ظریف را نیز حفظ کرد: ناتوانی فعلی ما در ارائهٔ یک مسیر فرگشتی، بهخودیخود نظریهٔ فرگشت را ابطال نمیکند. همانطور که ناتوانی ما در توضیح یک ساختار، بهخودیخود طراحی هوشمند را اثبات نمیکند.
بنابراین حتی اگر تمام مثالهای بهی را بپذیریم، هنوز یک گام منطقی بسیار مهم میان گزارهٔ
«این ساختار را نمیتوانم با یک مسیر فرگشتی توضیح دهم.»
و گزارهٔ «پس یک طراح هوشمند آن را ایجاد کرده است.»
وجود دارد و دقیقاً همین فاصله است که باید پر شود.
اگر طراح هوشمند موجودیتی فراطبیعی و خارج از چارچوب زمان، مکان و قوانین طبیعی باشد، مسئلهٔ دیگری نیز پدیدار میشود: چگونه میتوان چنین موجودیتی را به موضوع یک آزمون تجربی تبدیل کرد؟ محقق در آزمایشگاه با پدیدههایی سروکار دارد که در چارچوب زمان، مکان و روابط علّی قابل مشاهدهاند.
اما اگر علت نهایی یک پدیده را به ارادهای نسبت دهیم که اصولاً خود را مقید به این چارچوب نمیداند، ابزار تجربی دقیقاً از چه راهی میتواند حضور یا غیاب آن اراده را تشخیص دهد؟
از این منظر، مشکل اصلی «هوشمند بودن» طراح نیست؛ مشکل، مصونیت احتمالی این فرضیه از آزمون تجربی است.
طراحی هوشمند زمانی میتوانست به معنای دقیق کلمه یک فرضیهٔ علمی باشد که علاوه بر ادعای «این ساختار طراحی شده است»، پیشبینیهای مشخص و قابلآزمایشی دربارهٔ آثار این طراحی ارائه کند؛ پیشبینیهایی که بتوانند در شرایطی معین نادرست از آب درآیند.
در غیر این صورت، «طراح» نه رقیبی تجربی برای انتخاب طبیعی، بلکه توضیحی است که میتواند پس از مشاهدهٔ تقریباً هر نتیجهای به آن الصاق شود.
و اینجاست که تیغ ابطالپذیری فرود میآید:
مسئله این نیست که آیا میتوان وجود طراح را تصور کرد؛ مسئله این است که آیا میتوان شرایطی را تصور کرد که در آن، بر اساس شواهد تجربی، بگوییم: «پس طراح وجود ندارد یا این نظریه دربارهٔ طراحی نادرست است.»
اگر پاسخ روشن و آزمونپذیری برای این پرسش وجود نداشته باشد، طراحی هوشمند ممکن است یک موضع متافیزیکی قابل بحث باشد، اما بهسختی میتوان آن را رقیبی همتراز با یک نظریهٔ تجربی دانست.



