✨ quasi
quasi = beinahe; so gut wie
معنی فارسی:
تقریباً، نزدیک به، به نوعی، گویا، عملاً
کلمه quasi یک قید (Adverb) است و نشان میدهد چیزی:
• کاملاً واقعی یا دقیق نیست
• اما خیلی به آن نزدیک است
• یا از نظر گوینده «عملاً همان است»
با quasi اغلب کمی اغراق ملایم یا برداشت ذهنی هم وجود دارد.
📘 مثال:
Er hat nie Zeit für seine Familie,
denn er arbeitet quasi den ganzen Tag.
او هیچوقت برای خانوادهاش وقت ندارد،
چون عملاً تقریباً تمام روز کار میکند.
📌 اگر میگفتیم:
Er arbeitet den ganzen Tag.
از نظر منطقی اغراقآمیز بود، چون کسی ۲۴ ساعت کار نمیکند.
quasi
این اغراق را طبیعی و قابل قبول میکند.
Das Hotel liegt quasi in der Innenstadt.
این هتل تقریباً در مرکز شهر قرار دارد.
(نه دقیقاً وسط، ولی خیلی نزدیک)
Ich habe letzten Monat 150 Euro verdient.
Also quasi nichts.
ماه پیش ۱۵۰ یورو درآوردم؛
یعنی عملاً هیچ.
Nudeln sind quasi ewig haltbar.
ماکارونیها عملاً تاریخ انقضا ندارند.
(خیلی خیلی ماندگارند، نه واقعاً ابدی)
⚠️ نکتهٔ
quasi یعنی:
• nicht ganz, aber fast
• nicht exakt, aber gefühlt so
🇩🇪 @deutschstation
@dezabanalmani 🇩🇪