زمان روی مدارِ ایستادن نیست… اما من درست در همان ثانیه‌ای که خندیدی… — 🎙 شعر و دکلمه دل خط 🎼 — TG.ME

┄┅✿༄❀💙❀༄✿┅┄


زمان
روی مدارِ ایستادن نیست…
اما من
درست در همان ثانیه‌ای که خندیدی
برای همیشه ایستادم.

دنیا می‌چرخد،
بی‌ اعتنا به مردی
که تمام هستی‌اش را
در عمق چشم‌ های یک زن
جا گذاشته است.

روزها
مثل ورقهای یک تقویمِ کهنه
از عمرم کنده می‌شوند،
و من
فقط به تو نگاه می‌کنم.

هیچ‌ کس
به ویران شدنِ یک مرد
شک نمی‌کند،
چرا که ما
پشتِ دیواری از سکوت و غرور
آرام‌ آرام
فرو می‌ریزیم.

عشق
با منطق کاری ندارد،
این من هستم
که در مسیر دوست داشتنت
بی‌دفاع‌ترین آدمِ زمین شده‌ام.

هر روز
یک تکه از من می‌رود،
و جایِ خالی‌اش را
دلتنگیِ تو پر می‌کند،
بی‌آنکه کسی بفهمد
چقدر درونم جای تو خالی است.

ساعت
نه می‌دود،
نه می‌ایستد،
فقط
بی‌ وقفه دورِ خیالِ تو می‌گردد…
و همین
شیرین‌ ترین و ترسناک‌ ترین حقیقت است.

عشق
دشمن نیست
اما رفیقِ روزهای دوری هم نیست.

با یک نگاه
می‌آید
با یک عطر
گره می‌خورد،
و با بی‌رحمی تمام
روح آدم را تسخیر می‌کند.

من
در دلِ دوست داشتن تو
گم می‌شوم،
در حالی که
دیگران فکر می‌کنند
مثل یک کوه روی پاهایم ایستاده ام و زندگی می‌کنم.

گاهی
آن‌قدر درگیرِ صدای تو می‌شوم
که جهان
بی‌صدا از کنارم عبور می‌کند.

گاهی
آن‌قدر به دست‌هایت فکر می‌کنم
که حالِ خودم
فراموشم می‌شود.

و زمان…
بی‌آنکه مکث کند
همه‌چیز را با خودش می‌برد،
جز یادِ تو را.

نه اجازه می‌گیرم،
نه پنهان میکنم،
نه انکار میکنم.

فقط
عاشقت می‌مانم…

و من
در میان این گذشتنِ روزگار
گاهی یادم می‌رود
که قبل از تو
اصلا چطور نفس می‌کشیدم،
چطور می‌خندیدم.

ساعت
روی مدارِ ایستادن نیست،
اما دلِ یک مرد
گاهی دلش می‌خواهد
جهان را از حرکت نگه دارد،
تا فقط
یک لحظه بیشتر تماشایت کند.

یک نگاه،
یک لبخند،
یک آغوش که بوی امنیت بدهد…

اما زمان
برای هیچ عاشقی
مکث نمی‌کند.

و این
تمام قصه‌ی دلدادگیِ من است:

من می‌خواهم تو در آغوشم بمانی
و زمان
می‌خواهد بگذرد.

و در این میان…
جانِ من
آرام‌ آرام
در فدای تو شدن
آب می‌شود.....


✍️. #مـاکان




┄┅✿༄❀💙❀༄✿┅┄
67❤️25❤18👑15116👏3🕊3🌹3🔥2⚡1💯1
June 18, 2026 4.7K 98