و یک روز‌‌ من، خفته در تابوت سرد و تاریک، بر دوش کسانی که شاید حتی… — 🎙 شعر و دکلمه دل خط 🎼 — TG.ME

┄┅✿༄❀💙❀༄✿┅┄

و یک روز‌‌ من،
خفته در تابوت سرد و تاریک،
بر دوش کسانی که شاید حتی روزی مرا دوست نداشتند،
بدون خداحافظی از کسانی که جانم بودند میروم!!!

و عجیب‌تر این‌که
بعد از رفتنِ من،
بعضی‌ها تازه می‌فهمند
چقدر آرام
برای ماندنشان جنگیده بودم.

تازه می‌فهمند
پشتِ سکوت‌هایم
چند فریاد
بی‌صدا دفن شده بود.

تازه می‌فهمند
آن لبخندهای ساده
همیشه از سرِ خوشی نبود،
گاهی فقط
برای آرام کردنِ دلِ آن‌ها بود.

من می‌روم…

نه با کینه،
نه با نفرین،
نه با گلایه‌ای
که کسی را تا آخر عمر
عذاب بدهد.

می‌روم
با همان قلبی
که بارها شکست،
اما هنوز
بدی کردن را یاد نگرفت.

می‌روم
و تمامِ خاطره‌ها را
همراه خودم می‌برم.

تمامِ شب‌هایی را
که با فکرِ حالِ دیگران
صبح کردم.

تمامِ وقت‌هایی را
که خودم خسته بودم
اما کنارشان ماندم.

تمامِ روزهایی را
که حالم خوب نبود
ولی وانمود کردم
می‌توانم ادامه بدهم.

یک روز…

شاید کسی
جای خالی‌ام را
در ساده‌ترین اتفاق‌ها حس کند.

در یک پیامِ نرسیده،
در یک تماسِ بی‌پاسخ،
در یک شوخیِ تکرارنشده،
یا در سکوتِ عجیبی
که هیچ‌کس
نتواند پُرش کند.

شاید آن روز
بفهمند
بعضی آدم‌ها
تا وقتی هستند
معمولی به نظر می‌رسند،

اما وقتی می‌روند
تمامِ جهان
یک جای کارش می‌لنگد.

من می‌روم…

بدون آن‌که
کسی را مقصر بدانم.

شاید سهمِ من
از این دنیا
همین بود؛

آمدن،
دل بستن،
دوست داشتن،
و بی‌صدا رفتن.

اما اگر روزی
نامم از خاطرتان گذشت،
فقط چند لحظه
ساکت بمانید.

نه برای سوگواری،
برای یادآوریِ کسی
که شاید
زیادی دوستتان داشت.

و اگر بغض کردید،
آن‌وقت بفهمید
بعضی خداحافظی‌ها
وقتی گفته نمی‌شوند،
تا آخر عمر
در دل می‌مانند…






✍️. #مـاکان




┄┅✿༄❀💙❀༄✿┅┄
45❤️36😢2417👑11❤6🕊6👏55🌹5🔥22
July 30, 2026 5.9K 118