بی تو با غصه و غمهای خیابان چه کنم؟
با دلِ خونشده در بطنِ بیابان چه کنم؟
تو که از چشم من افتادهای اما تو بگو
با دلی خسته در این خانهٔ ویران چه کنم؟
اشک میریزم و باران همهجا میبارد
بعدِ تو با قفسِ سردِ زمستان چه کنم؟
میزنم بر در و دیوار و کسی نیست، که نیست
حال با خشمِ عمیقِ خودِ شیطان چه کنم؟
رفتی و سوخت تمام تن وجانم ای عشق
با نفس های پر از آتش و طوفان چه کنم؟
سالها رفت و نیامد خبری از تو ولی
من دلداده، بگو با دلِ حیران چه کنم؟
#علی_آهنگر
@dehkadeehsass