از قدیم گفتهاند که کار جوهر انسان است، اما این حرف غلط است؛ درستش این است که بگوییم این جوهرهی انسان است که کار اوست. پس اگر کسی جوهر خود را نشناسد، آنگاه مشغول کاری خواهد شد که سنخیتی با حقیقت وجودیاش نخواهد داشت.
او به رسالت خود در این جهان پشت کرده است. او زخمهای خود را (عامل منحصر بفرد شدن خود را) مرهم نگذاشته و این خطر وجود دارد که بهجای تبدیل شدن آنها به دغدغه، وی دچار عقدهها شود. جوهر ما یعنی تلفیق استعدادها، علایق و دغدغهی ما؛ و این جوهرِ دینامیک و یاختنی در حقیقت «حوزهی تأثیرگذاری» هر یک از ماست...
من اسم این مدل کار را در نظریهی هستیشناسی کاربردی خود «کارِ دِل» گذاشتهام و همیشه کمک کردهام تا که دانشجویانم آن را شناخته (شرط لازم) و به منصهی ظهورش رسانند (شرط کافی) و ضمن درمان زخمهای خود [یعنی عوامل یگانگی خود] درمانگر دردی از دردهای جهان باشند [یعنی تأثیر بگذارند]. اما چگونه؟! در ادامه خواهیم خواند...
[از مقدمهی کتاب کار دل]
- دی داد
___
عرضهی کتاب کار دل در دیجیکالا (لینک سفارش):
👇🏼👇🏼👇🏼
https://www.digikala.com/product/dkp-22578429/
___
@DaydaadDotCom

August 24, 2026 97 3