داستان شما:: post #15622 — TG.ME

داستان شما:
سلام
من پسرم دوستان
توی دوره دانشگاه بودم یه دختره بود خیلی تو کفش بودم، خلاصه با کلی ترفند و تلاش تونستم مخشو بزنم یه قرار باهاش بزارم، قرار شد یه روز با هم بریم کافه و… روز قرار رسید اون روز دانشگاه بود رفتم دنبالش و رفتیم کافه نشستیم کلی حرف زدیم خیلی باهام حال کرده بود میگفت خیلی پسر کول و با نمکی هستی، منم کلی شیرین بازی در آوردم و خوشحال از این که مخشو زدم و کلی تصویر سازی و… خواستیم که بریم گفت من با تاکسی میرم خونه دستت درد نکنه واسه امروز، گفتم این حرفا چیه خودم میرسونمت، قبول کرد راه افتادیم به سمت خونشون، توی مسیر یک کارخونه ای بود همیشه بوی فاضلابش توی اون منطقه میپیچید منم خبر داشتم که بوی فاضلاب اونجاس، نمیدونم اون لحظه چی تو ذهنم گذشت که این حرفو زدم😂😂😂فکر کردم رفیق پسرم کنارم نشسته، یهو گفتم اه اه زدی؟؟؟😂😂دختر یهو قرمز شد، گفت نه بخدا از بیرون میاد بو😂😂😂
با خودم گفتم دیوث این چه شوخیه قرار اول…
خلاصه که رسیدیم خونشون رفت تو خونه دیگه جوابمو نداد
(لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود)

@DastanShuma
🤣213❤11🔥5😐5🗿3
August 20, 2026 8.8K 18