داستان شما: آقا این برمیگرده به چند سال پیشم زمستون بود منم سرما… — داستان شما: — TG.ME

داستان شما:
آقا این برمیگرده به چند سال پیشم
زمستون بود منم سرما خورده بودم و کلا گیج بودم
مهمون هم داشتیم و خونه شلوغ بود
رفتم تو اتاقی که عمم توش داشت با تلفن صحبت می‌کرد لباس عوض کنم(یه ست پشمی(تدی)داشتم اونو میخاستم بپوشم)خلاصه من پیرهنو پوشیدم شلوارم پوشیدم زنگ در زدن رفتم باز کنم درو
از حال که رد شدم دیدم پسر فامیلامون اونجاس داره بهم نگاه میکنه بدبخت سرشو انداخت پایین منم اهمیت ندادم رفتم درو باز کردم برگشتم تو اتاق یهو دیدم عمم بم گفت دیوونه شدی؟چرا شلوارتو نکشیدی بالا
نگو بنده گیج بودم و شلوارم رو کامل نکشیده بودم بالا و از پشت به باسنم گیر کرده😭
از اون به بعد دیگه خونه اون فامیلامون نرفتم

@DastanShuma
🤣294❤12🥴10🤷2
August 20, 2026 14.8K 25