درباره ی سلوک: post #403 — TG.ME

یانور... "قطعه ی اول" تنبور را در استودیویی در کشور تونس در شمال آفریقا، شروع کردم به نواختن، با اندیشه ی روایت کردنِ "خلق از عدم". در "خیالِ متصل" احوالات  خداوندی را تصور می‌کردم که قرار است خلقت خود را آغاز کند، خلقتی، "نه شبیه کاری را انجام دادن"، بلکه خلقتی از جنس "سرریز شدن". روایت خلق ادامه پیدا کرد به زبان تنبور و رفت و رفت، تا شد 12 دقیقه و خرده ای. از استودیو بیرون آمدم. به دوست عزیزی که پشت دستگاه‌ها بود گفتم، اخیرا صدایی از چرخش سیارات به دور خود و به دور خورشید، بیرون آمده، آن صدا را لطفا بگذار در بک گراند تنبور. و بعد از هفت دقیقه، اولین صدایی که به نظرم آمد در لحظه ی خلق می‌تواند وجود داشته باشد، صدای "باد" بود... جایی شبیه بیابانی را تجسم میکردم که شبیه ترین باشد به مفهوم "عدم". باد می آمد، بله به گمانم اولین صدایی که از مفهوم "زنده شدن و حرکت" باید تجسم میکردم صدای "باد" بود... و خلقت با رعد و برق و بارانی آغاز شد... بله... خلقتی تدریجی... همان نوع از خلقت که طبیعت گرایان فکر می‌کنند، "نفیِ خالق" میکند. اما نه... خلقت تدریجی ،اتفاقا اثبات خالقی بسیار دانا و توانایی را می‌کند که خود به خود و بی اینکه حتی اراده یی به خلق کردن کند، خلق کرد.... یانور...

❤49
August 8, 2026 536 1