خستهام مثل جوانی که پس از سربازی
بشنود دوستش از نامزدش دل بُرده
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی
که به پروندهٔ جرم پسرش برخورده
خستهام مثل پسربچه که در جای شلوغ
بین دعوای پدرمادرِ خود گم شده است
خسته مثل زن راضی شده به مهرِ طلاق
که پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است
خسته مثل پدری که پسر معتادش
غرق در درد خماری شده، فریاد زده
مثل یک پیرزنی که شده سربارِ عروس
پسرش پیشِ زنش، بر سرِ او داده زده!
خستهام مثل زنی حامله که ماهِ نهم
دکترش گفته به دردِ سرطان مشکوک است
مثلِ مردی که قسم خورده خیانت نکند
زنش اما به قسم خوردنِ آن مشکوک است...
خسته مثل پدری گوشهٔ آسایشگاه
که کسی غیر پرستار سراغش نرود
خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها که
عید باشد، نوهاش سمت اتاقش نرود!
خستهام! کاش کسی حال مرا می فهمید
غیر از این بغض که در راهِ گلو سد شده است
شدم ام مثل مریضی که پس از قطع امید
در پی معجزهای، راهی مشهد شده است...
#علی_صفری
.........................................
╭┈──────ʲᵒⁱⁿ... ➳
╰𖧷──┈➤
..........................................






