🦋 هر که از درد گذشت، همسفرش من بودم هر که نشنید ز غم، بیخبرش من بودم شبِ بیرحم اگر شمع نداشت از دل خویش همهجا سوخت ،ولی نور سحرش من بودم سایهای دید کسی از تو و نفهمید مرا سایهوار آمدم و محوِ نظرش من بودم هر که در دام تو افتاد، رهایی نگرفت لیک در بند تو تا مرزِ شرش من بودم شوقِ پرواز اگر بود، کجا جز تو رسید؟ هر که از شوق پرید، بال و پرش من بودم هر که میرفت و نمیدید، پشتش چه شکست من همان پشتزمینخوردهترش، من بودم بر لبش خنده، ولی در دل او تیرِ جفا هر که خنجر زد و خندید، جگرش من بودم تا که نامت همهجا ورد زبانها شده بود هر که بینام شد از عشق، اثرش من بودم باد رفت از تو، ولی دامن من را بُردند هر که ماند و نچکید از گذرش من بودم این همه قصه اگر ماند به دفتر ز جنون بنویسید که فریاد، هر سطرش من بودم قیامتوار اگر از خود گذری ، شرطِ وفاست هر که از خویش برید، دربدرش من بودم #امیر_قیامت ......................................... 🌀Owner ID:@🔠 ╭┈──────ʲᵒⁱⁿ... ➳ 🚀❥•https://t.me/DALLAR99 ╰𖧷──┈➤ ..........................................✉️
هر که از درد گذشت، همسفرش من بودم هر که نشنید ز غم، بیخبرش من بودم… — کانال شعرو دکلمه — TG.ME
September 1, 2026 888 29