مسیرـالمپیادـمن امیرحسین فرخنده‌فر - قسمت اول سلام من امیرحسین فرخنده… — Competitive Programming with Shayan - فارسی — TG.ME

#مسیرـالمپیادـمن امیرحسین فرخنده‌فر - قسمت اول سلام من امیرحسین فرخنده فر هستم از کرج مدال برنز کشوری سال ۱۴۰۱ و طلای کشوری سال ۱۴۰۲ به داستان المپیاد من خوش آمدید . این داستان رو میخواهم از کلاس هفتم شروع کنم . مدرسه یک کلاس اجباری سی پلاس پلاس گذاشته بود . و گفته بود برای ادامه تحصیل توی این مدرسه باید در امتحان آخر سال این درس هم قبول بشید. من اون موقع از برنامه نویسی متنفر بودم که دلیلش رو بد آموزش دادن میدونم اما از همون موقع تلاش میکردم منطق پشت کدهارو بفهمم نه اینکه حفظ کنمشون . گذشت و به امتحان آخر سال رسیدیم من هنوز بدم میومد از برنامه نویسی . آزمون رو به دلیل اینکه فایل هارو درست ذخیره نکرده بودم 0 شدم . وای عجب روزی بود از محل آزمون خارج نمیشدم و با گریه فراوان تلاش میکردم یک بار دیگه از من آزمون بگیرند . بالاخره قبول کردند که از من ماه بعدی یک امتحان دیگه بگیرند .همون روز رفتم یک سی دی آموزش سی پلاس پلاس گرفتم که با دیدن اون قطعا در آزمون بعدی قبول بشم و اونجا شروع علاقه من به برنامه نویسی بود تازه فهمیدم برنامه نویسی به چه دردی میخوره و اصلا چی هست و ... جالبه قبول نشدن توی یک آزمون بزرگترین شانسی بود که اوردم تا الان چون اگه قبول میشدم هیچوقت اون سی دی رو نمیگرفتم و علاقه ای شکل نمیگرفت . بعدش رفتم سی شارپ یاد گرفتم و به سمت طراحی وب و ... رفتم. این ها گذشت و وارد کلاس دهم شدم و ثبت نام توی المپیاد کامپیوتر با خودم میگفتم من سایت میزنم پس قطعا خیلی راحت میتونم طلا بشم اما متاسفانه بعد جلسه اول فهمیدم که تقریبا نزدیک به 0 ام و هیچ ربطی به هم ندارند فقط کمی سی پلاس پلاسی که از هفتم یاد گرفتم به دردم میخوره . و من المپیادم رو از دهم شروع کردم . و خب اولین مشکلی که باهاش مواجه شدم این بود که هیچکس به ما امید نداشت . هیچ وقت جمله معلممون رو یادم نمیره که سر کلاس گفت شما نه معلم خوبی دارید ( حتی خودشم تخریب میکرد ) نه زود شروع کردید نه .... چرا فکر کردید طلا میشید ؟ و من گفتم به جاش ما انگیزه داریم و بهم گفت " اوهوم ". این مشکل خداروشکر زود تموم شد چون از نزدیک های مرحله ۱ به جز یک معلم که دمه ایشون گرم به ما تا آخرش کمک کردن بقیه مارو ول کردن . اما مشکل بعدی شروع شد . مشکل این بود که ما نمیدونستیم معلمی نداریم ( فکر میکردیم موقته ) و برای همین چند ماهی بدون معلم بودیم اما خداروشکر دوستان بسیار خوبی داشتم و واقعا هممون به هم کمک میکردیم برای بهتر شدن و این رو بزرگترین نکته المپیادم میدونم . از اول عید ( اون موقع م۲ اواسط اردیبهشت بود ) شروع کردم برای م۲ بخونم هیچوقت یادم نمیره اولین آزمونی که دادم روز اول عید ۴ درصد زدم ( آزمون تستی بود ) .وقتی این فاجعرو دیدم صبح تا شب تلاش کردم و تا آخر عید درصد آزمون هامو به حدود ۲۰ درصد رسوندم اما خیلی کم بود . تو کتابخونه مدرسه ثبت نام کردم ساعت ۸ صبح میرفتم مدرسه تا ۶ بعد از ظهر بعد میومدم خونه دوباره درس میخوندم تا حدودای ساعت ۱۲ و نیم ( البته بعضی وقتا از شدت خستگی ساعت ۱۰ ، ۱۱ خوابم میبرد ) . اما بعد این همه تلاش تونستم میانگینم رو قبل آزمون به حدود ۵۰ درصد برسونم که خداروشکر آزمون هم همین حدود ها زدم و نزدیک کف قبولی قبول شدم تستی رو . اما تشریحیم از اول خوب بود و اون رو راحت قبول شدم باورم نمیشه رفتم م۳ ....

September 1, 2024 1.2K