Author: Sahar Shalmani
Clinical Psychology Student | Psychodynamic Researcher
☘وقتی روان، رنج را به ساختار تبدیل میکند
در کار بالینی، آنچه مرا بیش از هر چیز متوقف میکند
لحظهایست که میبینم رنجِ مراجع،
دیگر «احساس» نیست؛
به ساختار تبدیل شده.
رنجی که ساختاری میشود،
دیگر فقط درد نمیدهد؛
جهت میدهد.
انتخاب میسازد.
رابطه را شکل میدهد.
و حتی معنای زندگی را تعیین میکند.
این نوع رنج معمولاً از دل یک تجربهی
رابطهای اولیه میآید؛
تجربهای که نهتنها زخمی گذاشته،
بلکه نحوهٔ سازماندهی روان را تغییر داده.
⚪در این سطح، رنج کارکرد دارد:
▫️گاهی نقش محافظ،
▫️گاهی نقش تنظیمکننده،
▫️گاهی نقش معنابخش.
به همین دلیل است که بعضی افراد،
سالها بعد از پایان یک رابطهٔ آسیبزا،
هنوز همان الگو را بازتولید میکنند؛
نه از روی ناآگاهی،
بلکه چون روانشان یاد گرفته
«با این شکل از رنج، پایدارتر میماند.»
🌱درمان، در این سطح،
دیگر فقط شنیدن درد نیست؛ ...
✔دیدن سازوکارهای پنهانیست که روان برای بقا ساخته:
⬅️ دفاعهایی که زمانی ضروری بودهاند،
اما امروز مانع رشد شدهاند.
⬅️ معناهایی که زمانی آرامبخش بودهاند،
اما امروز فرد را در چرخهٔ تکرار نگه میدارند.
⬅️ و رابطههایی که زمانی تنها امکان موجود بودهاند،
اما امروز الگوی محدودکنندهٔ صمیمیت شدهاند.
🌱من، در مقام "درمانگر"،
وقتی این ساختار را میبینم،
میدانم که رنجِ فرد،
نه یک اتفاق،
بلکه یک سازمان روانیست.
🌱و کارِ درمان،
نه حذف رنج،
بلکه بازسازی سازمان روان است؛
بهگونهای که فرد بتواند
بدون تکیه بر الگوهای قدیمی،
رابطهٔ تازهای با جهان و با خودش بسازد.
🌱این لحظه،
لحظهٔ واقعی درمان است؛
جایی که رنج،
نه دشمن،
بلکه دروازهٔ فهم ساختار روان میشود.
✨✨✨
سحر شلمانی – دانشجوی روانشناسی بالینی، پژوهشگر روانپویشی
✨✨✨
🔗https://t.me/NestofHopeandArt
🌻
