,, کاتولیک و پروتستان هر دو شاخههایی از مسیحیت هستند و هر دو به عیسی مسیح، کتاب مقدس و آموزههای اصلی مسیحیت باور دارند. اما دربارهی مرجع دینی، کلیسا، نجات، آیینها و نقش کشیشان اختلافهای مهمی دارند.
از بنیادیترین تفاوتها، بحث مراجع دینیست.
کاتولیکها علاوهبر کتاب مقدس انجیل، سنتها و تعلیمات خاص کلیسای کاتولیک را مرجع خود میدانند، اما پروتستان تأکید ویژهای روی خود کتاب مقدس دارد و سنتی درکار نیست.
پروتستانها برخلاف کاتولیکها رهبر جهانی واحد ندارند.
موضوع دیگری کشیش است. کشیش در شاخهی کاتولیک، نقش بسیار مهمی در آئینهایشان دارد، اما در پروتستان (بسته به فرقهها متفاوت است) به طور کل ساختار سادهتری دارد و از اهمیت چندانی -به اندازهی کاتولیک- برخوردار نیست.
برای مثال، اعتراف گناهان به کشیش یکی از آئینهای مهم کلیسای کاتولیک است، اما بسیاری از فرقههای پروتستانتیسم معتقدند اعتراف به کشیش و داشتن واسطه برای ارتباط با خداوند هیچ لزومی ندارد.
(از عقاید اصلی این شاخه در ابتدا این بود، اما با گذر زمان و به وجود آمدن فرقههای مختلف دچار تغییرات شد.)
از دیگر تفاوتهای اساسیشان مسئلهی جایگاه مریم مقدس و قدیسان است.
در شاخهی کاتولیک قدیسان جایگاه مهم و ویژهای دارند و میتوانند از آنها شفاعت بخواهند، اما در شاخهی پروتستان مخاطب دعاها اغلب مستقیماً خداوند است و درخواست شفاعت قدیسان پذیرفته نیست.
,, سؤال این است که این اختلافات و تفاوتها از کجا آغاز شد؟
تا قرن شانزدهم، در اروپای غربی، کلیسای کاتولیک قدرت و نفوذ بسیار زیادی داشت. اما در سال ۱۵۱۷، «مارتین لوتر»، راهب و استاد الهیات آلمانی، اعتراضات خود را علیه برخی عملکردهای کلیسا مطرح کرد که یکی از مشهورترینشان مسئلهی فروش آمرزشنامه بود.
جنبشی که از اعتراضات مارتین آغاز شد و شکل گرفت،
به «اصلاح دینی» / «Reformation» معروف شد و به تدریج کلیساهای پروتستان به وجود آمد.
این نکته هم قابل توجه است که البته «پروتستانتیسم» فقط پیروان لوتر نیست. بعدها شاخههای مختلفی مثل لوتری، کالوینی٫اصلاحشده، انگلیکان، باپتیست، متدیست و بسیاری دیگر شکل گرفتند.