در اواخر دوران اباما بود که خیلی از کسانی که در موسسات مستقل آمریکا فعالیت میکردیم، آغاز رشد روح و جریان ملی گرایی و بازگشت به سنن و حرکت ضد ووک و ضد چپ افراطی را در آمریکا تشخیص دادیم. خیلی ها این نظر را توهم میدانستند. حدود ده سال طول کشید تا آن حرکت به اوج خودش برسد و واقعا جای تردیدی برای وجود و فراگیر شدن خودش باقی نگذارد.
مشابه همان حرکت، در این برهه از تاریخ آمریکا، رشد افکار ضد اروپایی و ضد ناتو در عامه مردم آمریکا دیده میشود. دقت به این نکته هم مهم است که چیزی که دیده میشود فقط در سطح سیاست خارجه و در مقیاس دولتی نیست. مردم عامه و طبقه متوسط آمریکا به نظر در حال جبهه گیری در مقابل فرهنگ و شیوه زندگی اروپایی هایی هستند که مداوم آمریکایی ها را چاق و خنگ و وحشی اسلحه دوست و ... خطاب میکنند و در عین حال اقتصاد و امنیت قاره خود را مدیون آمریکا هستند و با این حال در زمان مشکلات هم از زیر مسوولیت شانه خانه میکنند.
در سطح جامعه شناسی و انسان شناسی، زمانی که جبهه گیری از مرحله سیاست خارجه و امور دولتی گذر کند و به سطح خود مردم عامه و مخالفت در شیوه زندگی و امور روزانه برسد، آن هم در کشور ابرقدرت دنیا، نشان از تغییرات بزرگ داخلی و خارجی در آن برهه تاریخی است.
یا اروپا خودش را تغییر میدهد یا آمریکا نحوه تعامل و همکاری با اروپا را تغییر خواهد داد. در هر صورت، نظم نوین جهانی در راه است و به نظر می آید که کشورهای حوزه خلیج فارس نقش بسیار مهمی در این نظم بازی خواهند کرد.
اروپا چه اکنون تصمیم به تغییر بگیرد و چه همین راه غلط کنونی را ادامه دهد و سرش به سنگ خورده و بعد مجبور به تغییر شود، شاهد درگیری های داخلی بسیار و به احتمال زیاد خشنی در یکی دو دهه پیش رو خواهد بود.




