با مسافری از سرزمین باستان آشنا شدم
که گفت: دو پایه عظیم و بی تنه
در صحرا ایستادند، بر روی شن،
چهرهای خردشده افتاده که نیمی در شنها فرو رفتهاست، چهرهای که اخم و لب چروکیدهاش، و ریشخند فرمانی که دیگر کسی اطاعت نمیکند،
می توان گفت پیکرتراش چه خوب آن شور را خوانده
که هنوز زنده ماندند، مهر شده روی این چیزهای بی روح،
دست مجسمهسازی که آنها را تقلید کرد و دل فرعون که آن احساسها را پروراند؛
و روی پایه این کلمات ظاهرند:
"نام من اوزیمندیاس ، پادشاه پادشاهان:
ای توانمندان، به یادگارانم نگاه کنید و ناامید شوید!"
هیچ چیز دیگر نیست. گرداگرد زوال
وزان خرابه عظیم، بیکران و بیآب و علف،
شنها و دیگر هیچ تا بیکران گستردهاند
اوزیمندیاس
اثر پرسی شلی
قابی از فیلم Judgment at Nuremberg 1966
#یک_فیلم_یک_قاب
@cineemagic










