ೃೋ
سیرامِلیا بزرگترین دختر حاکم شیپارا هستش. شیپارا محلهای گرم و شرجی هست که جنگلهای بارانی دورتادورش رو احاطه کردن و سه رودخونهی بزرگ از زیر شهر میگذرن. خونهها اونجا با سنگ، کاهگل و بعضیها هم با آجر ساخته شدن. هر خیابون سنگفرش شده و مشعلهای بزرگی با آتیش جادویی توی هر صد متر گذاشته شدن و شب رو برای اهالی شیپارا روشن میکنن.
سیراملیا برای اینکه قدرت رو داشته باشه و جانشین پدرش بشه نفوذ زیادی توی دربار پیدا کرد و حتی برای اینکه به قدرت بیشتری دست پیدا کنه، با پسر شهر همسایه ازدواج کرد و در پشت پرده جفت حکومتها رو روی انگشتش میچرخوند، و به خواهران کوچیکترش، سیلِمانیرا و سیلاریا، خیلی سخت میگرفت.
اون با سیلاریا درگیری بیشتری داشت چون اون سرپیچی زیاد میکرد و از عمد مخالف خواستهی سیراملیا رفتار میکرد، مثل وقت گذروندن با یه پسر تاجر، به اسم ناریگو...
ೃೋ
📜📜
