❮⃟⃟⃦⃩⃐᷍ ⃟⃟⃦ٰٜٜٜٜٖٜ⃩⃐⃑᷍
گَسین، کوچیکترین دختر صیجارا، حاکم شهر "چاصیگِس"، یکی از بزرگترین شهرهای ساحلی هستش. چاصیگس شهری با خیابونهای سنگفرش، خونههای آجری با بومهای سفید و دیوارهای فیروزهای رنگ، معابد مرمرین و بزرگ که توش خدای دریا رو پرستش میکنن، به علاوهی کلی امکانات، هست.❮⃟⃟⃦⃩⃐᷍ ⃟⃟⃦ٰٜٜٜٜٖٜ⃩⃐⃑᷍
گَسین مثل خواهرانش، صیوانا و وِسین، یه دورگهی انسان و پریدریایی هستش که برای اکثریت افراد شهر چاصیگِس، اتفاقی نرمال و طبیعی به حساب میاد. اون دختری بشدت درونگرا و منظم هستش و احساساتش اونقدری عمیق هستن که کمتر کسی میتونه لمسشون کنه.
زمانی که صیوانا دورگهها رو به پناهگاه هدایت میکرد و وِسین نظمی به اوضاع میداد، گَسین روی صخرهای نشسته بود و اقیانوس رو تماشا میکرد. یهو متوجه موجوداتی شد که از اعماق اقیانوس به بالا میومدن و اصلا نیت دوستانهای نداشتن...
📜📜
