دوستی دارم از آن آدمهای خیلی «زندگی‌بلد» است. بیشتر در دنیای واقعی ست… — کافه متن — TG.ME

دوستی دارم از آن آدمهای خیلی «زندگی‌بلد» است. بیشتر در دنیای واقعی ست و خیلی کم در مجازی؛ سر صحبتی می‌گفت:
لباسها را می‌ریزم توی ماشین، پارچه ای جلوش پهن می‌کنم و خودم می‌نشینم روبرویش، چایی میوه ای هم می‌گذارم و زل می‌زنم به چرخش لباسها و آب و پودر؛
می‌گفت من آن تایم را برای شستن لباسها کنار گذاشته‌ام باید حضور داشته باشم میان آن لحظه!
امروز که مطلبی خواندم از نویسنده ای که نامش نیست، یاد دوستم افتادم. مطلب این بود:
«بخش بزرگی از زندگی ما در جایی اتفاق می‌افتد که خودمان حضور نداریم. هنگام غذا خوردن به گفتگوی دیروز فکر می‌کنیم، هنگام کار، نگران فردا هستیم، در یک رابطه، مدام رفتار گذشته طرف مقابل را مرور می‌کنیم و در لحظه‌ای که ظاهرا باید زندگی کنیم، مشغول ساختن سناریوهایی درباره چیزی هستیم که هنوز اتفاق نیفتاده است.
شاید یکی از عجیب‌‌ترین تناقض‌های زندگی مدرن همین باشد: انسان امکانات بیشتری برای کنترل زندگی دارد، اما کمتر در خود زندگی حضور دارد.»
کمی به نظر بی ربط می‌رسد اما کار آن دوستم تأمل برانگیز است. در لحظه شسته شدن لباسها، آنطور حضور دارد که انگار آنها را ریخته در تشت پلاستیکی و کنار حوض و شیرآب وسط حیاط دارد می‌شوید یا کنار جوی آب روی سنگ دارد لباس می‌شوید.

#محبوبه_احمدی

@Cafetexts 🌼🍃🍂🍀🍁🍃🌼
👍1👏1
September 9, 2026 40 1