استیکرهای نامیمون
مدتی بود از دوست صمیمیام خبر نداشتم. یعنی خبر داشتم فقط از طریق چت دو سه جملهی کوتاه و یکی دو استیکر خنده و چشم قلبی نثار هم میکردیم و در نهایت برای اینکه زحمت تایپ به خود ندهیم از درون استیکرها دو دست به هم چسبیده پیدا میکردیم و میفرستادیم به نشانهی تشکر و تمام.
تا اینکه مطلع شدم او درگیر بیماری مادرش بوده و روزهای سختی را گذرانده و به مفهوم مطلق حالش خراب بوده است و من خبر نداشتهام.
امروز داشتم به این جمله فکر میکردم.
چرا بیشتر از گذشته حالمان خراب است؟
یاد جملهی دکتر شکوری افتادم که گفت: حال ما از زمانی خراب شد که به جای خندیدن روبروی هم، از استیکر خنده استفاده کردیم.
ما احساسات واقعی خود را پشت یک استیکر چشم قلبی پنهان کرده و شکافی عمیق بین درون و بیرون ایجاد کردهایم که سر در گممان کردهاست.
حال ما از زمانی خراب شده که دورهمیهای دوستانه و تن صدای همدیگر را با چتهای یکی دو جملهایی عوض کردهایم.
مهر را با استیکر چشم قلبی و غم را با استیکر چشم اشکی به همدیگر نشان داده وارتباطات انسانی را به این استیکرها محدود کردهایم.
ما حتا خلوتهایمان هم به وسیله گوشیها به تنهایی تبدیل شدهاست.
ما تنها شدهایم با دانشی گسترده ولی کم عمق.
ما تنها شدهایم در حالی که در انبوه اطلاعات و دادهها گیر افتادهایم و از احوالات همدیگر خبر نداریم.
ما تنها شدهایم.
@Cafetexts 🌼🍃🍂🍀🍁🍃🌼
1
1
1September 5, 2026 22 1