بنابراین فردفرد حکومتگران و تکتک راه و روشهای موجود، در واقع همان چیزی است که در تنازع بقا امکان تداوم و بقا پیدا کرده است؛ خواه عامدانه، با پیشگرفتن هوشمندانهی آنچه با بصیرتِ قدرت خوانایی داشت، یا ناآگاهانه، با برگزیدن آنچه از تنازع بقا زنده خواهد ماند.
همه اینها را در اینجا تنها و تنها به عنوان مدرکی برای حیات مستقل (فارغ از اراده ) قدرت سیاسی آوردم .
توضیح خاستگاه قدرت در کشور، که همان پیوند گذشته با حال است، تنها آغاز درک ساختار قدرت در کشور است. عوامل متعدد دیگری که ساختار قدرت در کشور را تعیین میکنند، همانهایی هستند که با تاثیر بر آنها میتوان بر قدرت و جهتگیریهای آن تاثیر گذاشت.
این عوامل چه هستند، خود بحثی مفصل و مستقل میطلبد و در این مختصر نمیتوان به جزئیات آن پرداخت. شاید در توان نگارنده هم نباشد این نوشته تنها اشارهای است به مهمترین مکانِ بحث، برای آنان که میدانند و میتوانند. همین.
https://t.me/bzyad
Telegram
یادداشتهایِ دکتر بابک زمانی
كانال بازنشرِ يادداشتهای منتشرشده

August 12, 2026 1.5K 13