یادداشت روز دوشنبه شرق
سلامت در نزاع
این روزها، در بحبوحه جنگ که گاه بالا و پایین میشود، اخباری از اختلافات، گاه تند و گاه ملایم، در میان همکاران جامعه پزشکی به گوش میرسد.
نزاعی بیسرانجام، تأسفآور و حاکی از ریشههای عمیق بحران سلامت در کشور.
راستی چرا پزشکان و پیراپزشکانی که باید با هم، مثل یک تیم، سلامت کشور را تأمین کنند، در حال منازعه دائم هستند؟ جنگ نظامی به تفاهمنامه منجر میشود، دوباره آغاز میشود، اما بدیهی است که روزی به ختم دائمی منازعه خواهد انجامید؛ اما این اختلافات را پایانی نیست. چرا؟
آشکار است که دندانپزشک برای کار خود به بهداشتکار دندان نیازمند است و برعکس؛ همچنین ماما به متخصص زنان، متخصص پوست به دستیار عمومی، فیزیوتراپیست به متخصص طب فیزیکی و… اینها لازم و ملزوم یکدیگرند. آشکار است که دو دست، برای کار، به یکدیگر نیازمندند و آنگاه که یک دست با تن بیگانه شود، آنسان که در برخی بیماریهای مغز پدید میآید، کار دست خراب میشود و چیزی پدید نمیآید.
چرا در بحث و مناقشه، وقتی نیک مینگری، هیچکدام توان نگریستن از زاویه دید دیگری را ندارند؟ این نوعی اشکال پایهای در ادراک است که ریشههای آن را باید خارج از روح و روان و اراده افراد و در سیستم و ساختار جستوجو کرد.
واقعیت این است که اقشار مختلف سلامت، و شاید سایر اقشار کشور، خود را جزئی از یک کل منسجم نمیبینند. ادعای دولتی کردن همهچیز، منجمله سلامت، در شرایطی که ساختار کشور تا مغز استخوان سرمایهدارانه است و سیستم اجتماعی و دولتی به هیچ عنوان باورپذیر و قابل اطمینان نیست، همه را به جد و بهتنهایی به پیگیری منافع فردی و جمعی واداشته است.
بسیاری از رشتههای غیرپزشکی در سیستم سلامت میخواهند اختیاراتی را که به پزشکان داده شده است، داشته باشند و بسیاری از مشکلات خود را از آن جهت میبینند که چنین اختیاراتی ندارند. از سوی دیگر، بسیاری از پزشکان منافع و جایگاه خود را در خطر میبینند و، بهخصوص از روزی که مرز میان پزشک و همکاران غیرپزشکش زدوده شود، نگرانند. جوامع پزشکی و انجمنهای علمی از شکسته شدن حد و مرزی که با شماره نظام پزشکی و سوگند نظام پزشکی پدید می آید نگرانند.
در این میان، رشتههای غیرپزشکی گویا این نگرانی مهم و گسترش آن تا سایر اقشار را نمیبینند. جوامع و انجمنهای پزشکی هم هیچ تلاشی برای احقاق حقوق، حیثیت و قوت لایموت همکاران غیرپزشکشان نمیکنند. هیچکدام توجه نمیکنند که هر دو قربانی سیستمی هستند که آنها را از مهمترین منفعت صنفیشان ـ کار تیمی علمی و روزآمد ـ باز داشته و به منازعات حقیر وامیدارد.
واقعیت آن است که گسترش رشتههای مختلف، به شکل طولی و در سطح، هیچ راهحل مناسبی نیست و باعث تضاد و برخورد با همکاران میگردد. تعمیق کار در هر رشته و کشاندن منازعات از دادگاه به پانل گفتوگو، راهحل مناسبتری است.
سیستم سلامت کشور زمانی رشد میکند که بر پایههای عمیق پرستاری، بهداشتکاری و سایر خدمات توسط غیرپزشکان استوار باشد. همه جای دنیا، طبیب تنه درختی است که شاخ و برگ متراکم همکاران غیرپزشک او را فرا گرفتهاند. این بخشها تنها زمانی قابل اطمینان و پربار هستند که در جایگاه خود رشد کنند و ببالند، نه آنکه به مقتضای سلایق روز تغییر شکل دهند.
در حال حاضر، این مهم از گروههایی که تنها به پیگیری منافع خود معتاد شدهاند، برنمیآید. نوعی وظیفه دولتی است. تنها دولت میتواند زیرساختهای مدرن برای سیستم سلامت کشور تأسیس کند و زیرساختهای اعتماد در میان جامعه پزشکی را تقویت کند و همکاری و کار تیمی را تثبیت و تشویق کند.
تردید نباید کرد که زیست مداوم در آییننامهها، پناه بردن به تبصرهها و استفاده از قوانین و دادگاه برای به کرسی نشاندن مسائلی که اساساً از جنس دانش و سلامت هستند، نوعی نقض غرض محسوب میشود. راهحل طبیعی و علمی در مناقشات سیستم سلامت کشور ـ هر که و از هر گروهی که باشند ـ در پانلها و جدلهای کنگرههای علمی یا حداقل در کمیسیونهای معاونتهای مختلف وزارت بهداشت بیرون میآید.
https://t.me/bzyad
Telegram
یادداشتهایِ دکتر بابک زمانی
كانال بازنشرِ يادداشتهای منتشرشده

August 3, 2026 1.3K 2