_ لاپاش هنوز از رابطه ی دفعه ی پیشتون زخمه مادر، رحم کن بهش!
_ جز زیر خواب بودن به هیچ دردی نمیخوره بی بی!
به در کوبید و در که تا انتها باز شد خطاب به من غرید:
_ واسه چی چپیدی تو اتاق؟ فکر کردی دستم بهت نمیرسه؟!
بی بی سعی داشت آرامش کند که او را بیرون اتاق گذاشت و در را قفل کرد.
قلبم در دهانم میزد که سمتم هجوم آورد و پاهایم را از هم باز کرد.
همین که خواست عضوش را واردم کند با دیدن...
https://t.me/+sa1gWII9qZEzNmM0


