✍صدیق منبری
دانشآموخته علوم سیاسی
♦️۲۵ اوت ۲۰۲۶ (۳ شهریور ۱۴۰۵) را میتوان یکی از مهمترین روزهای تاریخ معاصر کوردهای سوریه دانست. در این روز، مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه، و در یک کنفرانس خبری رسما اعلام کرد که این نیرو دیگر بهعنوان یک نیروی نظامی وجود نخواهد داشت و در ساختار دولت سوریه ادغام شده است. برای بعضیها این خبر به معنای «پایان پروژه کوردی در سوریه» وبرای بعضی دیگر، «پیروزی دمشق» تعبیر شد. اما واقعیت، به نظر، پیچیدهتر از این حرفها است.
🔺داستان از کجا شروع شد؟
در جریان بهار عربی در سال ۲۰۱۲ و جنگ داخلی سوریه، بشار اسد از روژئاوا عقب نشست و نیروهای دموکراتیک کنترل این مناطق را در دست گرفتند. عفرین، کوبانی و جزیره، سه نقطه اصلی بودند. ساختارهای محلی شکل گرفتند، شوراها ایجاد شدند، و تلاش شد گروههای قومی و مذهبی در یک ساختار چندقومیتی کنار هم قرار گیرند. برای نخستینبار در تاریخ معاصر سوریه، کوردها یک قلمرو سرزمینی و ساختار سیاسی و اداری داشتند.
قدرت نظامی، الزاما قدرت سیاسی نیست.
در سال ۲۰۱۸، ترکیه با عملیات «شاخه زیتون» کنترل عفرین را از دست نیروهای کورد خارج و پس از آن، در سال ۲۰۱۹ نیز بخشهایی از مناطق تحت کنترل کوردها تغییر کرد. پس از شکست داعش و وقتی مسئله اصلی سوریه از «جنگ با داعش» به «ساختن نظم سیاسی جدید سوریه» تغییر کرد، ارزش قسد هم بهعنوان یک نیروی مستقل کاهش یافته و پس از سقوط اسد، سؤال اصلی در مسئله سوریه تغییر کرد: سوریه جدید چگونه اداره خواهد شد؟
تغییر صورت مسئله
در مارس سال گذشته میلادی،احمد الشرع و مظلوم عبدی توافقی هشتبندی را امضا کردند که قرار بود دمشق حاکمیت و ساختارهای مستقل شمالشرق را پس بگیرد و در مقابل، کوردها وعده حقوق سیاسی، فرهنگی و شهروندی دریافت کنند. در کنار این، یک معامله منطقهای دیگری هم در حال شکلگیری بود، آنکارا سالها از مخالفان بشار اسد حمایت کرده بود، با سقوط اسد در دسامبر ۲۰۲۴، این حمایت بهسرعت از سطح پشتیبانی از یک گروه مخالف به پشتیبانی از ساختن نظم سیاسی جدید در دمشق تبدیل شد. اما ترکیه در سوریه فقط یک حامی خیرخواه نیست و منافع راهبردی مشخصی دارد؛ مهمترین آنها جلوگیری از شکلگیری یک ساختار نظامی ـ سیاسی کوردی در مرزهای جنوبی ترکیه است. علاوه بر این یک تحول مهم دیگر در ترکیه را نیز باید همزمان در نظر گرفت، مذاکره میان دولت ترکیه و پکک و حرکت آن به سمت پایان مبارزه مسلحانه این سازمان. دو هفته قبل، پارلمان ترکیه قانون جدیدی را تصویب کرد که برای انحلال پکک و بازگشت و ادغام بخشی از اعضای سابق آن، چارچوب حقوقی ایجاد میکند. اگر ترکیه در داخل کشور به سمت پایان مبارزه مسلحانه پکک حرکت کند، همزمان انتظار خواهد داشت که در سوریه نیز ساختار نظامی وابسته به همین جریان پایان یابد.از این منظر، انحلال قسد را نمیتوان جدا از روند صلح ترکیه و پکک تحلیل کرد. به بیان دیگر، ممکن است در برابر ما یک معامله بزرگتر منطقهای در حال شکلگیری باشد: در ترکیه، پکک از مبارزه مسلحانه فاصله میگیرد؛ در سوریه، قسد از یک نیروی نظامی مستقل به بخشی از ساختار دولت تبدیل میشود؛ و در مقابل، مسئله کُورد بهجای میدان نظامی، به میدان سیاست، قانون و حقوق مدنی منتقل و برای نخستین بار امکان دارد مسئله کُوردی در بخشهایی از خاورمیانه از یک مسئله عمدتا امنیتی به یک مسئله سیاسی و حقوقی تبدیل شود.
مهمترین درس برای کوردها
شاید بزرگترین درس سوریه برای کل جنبش کوردی در منطقه این باشد:
کنترل سرزمین کافی نیست؛ قدرت نظامی کافی نیست؛ حمایت قدرتهای بزرگ کافی نیست؛حتی ایجاد یک ساختار اداری نیز کافی نیست. برای بقای یک پروژهی سیاسی، باید چهار فاکتور همزمان وجود داشته باشد: اجماع داخلی؛ نهادهای سیاسی قدرتمند؛ مشروعیت اجتماعی؛ و توافق یا دستکم تحمل قدرتهای منطقهای.
آزمون واقعی از اینجا آغاز میشودکه:
1⃣آیا ترکیه در برابر خلع سلاح پکک، اصلاحات سیاسی را پیش خواهد برد؟
2⃣آیا سوریه خودگردانی اداری و حقوق فرهنگی کُوردها را تضمین خواهد کرد؟
3⃣آیا جنبش کُوردی میتواند از فرصت تاریخیِ خروج از جنگ، برای ساختن یک راهبرد سیاسی مشترک و واقعگرایانه استفاده کند؟
پاسخ به این سه سؤال، آینده مسئله کُوردی را نه تنها در ترکیه و سوریه بلکه در تمام منطقه تحت تأثیر قرار خواهد داد.
☘@brayati☘








