باز، وحشی‌جلوه‌ای در دیده جولان کرد و رفت از غبارم دست برهم سوده… — بریده بریده 📚📖 — TG.ME

باز، وحشی‌جلوه‌ای در دیده جولان کرد و رفت
از غبارم دست برهم سوده سامان کرد و رفت

پرتوِ حسنی چراغِ خلوتِ اندیشه شد
در دلِ هر ذره صد خورشید پنهان کرد و رفت

نیستم آگه زِ نفشِ هستیِ موهومِ خویش
اینقدر دانم که بر آیینه بهتان کرد و رفت

سعی بیرون تازیت، زین بحر، پر دشوار نیست
می‌توان، چون موج گوهر، ترکِ جولان کرد و رفت

خاکِ غارت‌پرورِ بنیادِ این ویرانه ایم
هرکه آمد اندکی ما را پریشان کرد و رفت

#بیدل
#شاعر_آینه_ها
#شفیعی_کدکنی
September 2, 2026 13