من از خیلی چیزها می‌ترسیدم از مادیان سپید پدربزرگ از مدیر مدرسه از… — واج — TG.ME

من از خیلی چیزها می‌ترسیدم

از مادیان سپید پدربزرگ
از مدیر مدرسه
از قیافه عبوس شنبه
چقدر از شنبه‌ها بیزار بودم
خوشبختی من از صبح پنجشنبه آغاز می‌شد
عصر پنجشنبه تکه‌ای از بهشت بود
شب که می‌شد در دورترین خواب‌هایم
طعم صبح جمعه را می‌چشیدم

#سهراب_سپهری
- اتاق آبی -
@Booef
❤10
September 5, 2026 300 5