مادرجون عزیزم💫
دو ماه از آخرین باری که بغلت کردم، گذشت.
امروز برای اولین بار تنهایی اومدم سر خاکت.
از ته دل گریه کردم.
و بین گریه هام لبخند زدم، چون یاد حرف پدرجون افتادم که دیروز داشت میگفت: «زهره خیلی هستی رو دوست داشت، خیلی.»
منم خیلی دوستت داشتم و دارم مادرجون، خیلی. قد یه دنیا.
30
5
4
1February 19, 2026 710 1