دربارهٔ طنز و ابعاد مختلف آن در شعر بیدل در شمارهٔ نهم مجلهٔ «نوپا» مقالهٔ کوتاهی نوشتهام و به برخی از طنزهای بیدل پرداختهام. مثلا بیت زیر: شب وصل است کنون دامن او محکم دار پاس ناموس ادب وقت دگر خواهی داشت این بیت طنز رندانهای دارد. میگوید:«اکنون که شب وصل است، ادب را برای وقتی دیگر بگذار و دست از دامن یار ندار.» بیدل ادب یا حیای معشوق را مانعی برای عیش و عشق میداند: بهار شرم معشوقان خزان هوش ما دارد در آنجا تا حیا میبالد، اینجا رنگ میگردد یعنی تا معشوق سراغ حیا میگیرد و از ما خجالت میکشد، من دچار ناراحتی میشوم. بیدل از این دست طنازیها کم ندارد. جایی خطاب به معشوق میگوید: «گناه بیگناهی چند نابخشودنت نازم» یعنی عجیب است که تو چگونه میتوانی ما را که بیگناهیم عفو نکنی!؟ افزون بر این طنزها، طنزهایی که جنبهٔ سیاسی_اجتماعی دارند، در دیوان بیدل پربسامدند: بهار میگذرد مفت فرصت است ای شیخ قدح به خون ورع زن شراب را دریاب یعنی ای زاهد، بهار رو به رفتن است، چرا فرصت را قدردان نیستی و دست از زهد ریایی برنمیداری و لبی از شراب تر نمیکنی!؟ مهرداد مهرجو رک: مجلهٔ نوپا، شمارهٔ نهم. https://t.me/BedilDelavi
دربارهٔ طنز و ابعاد مختلف آن در شعر بیدل در شمارهٔ نهم مجلهٔ «نوپا»… — آکادمی بیدل دهلوی | مهرداد مهرجو — TG.ME
September 1, 2026 276 5