پا به خاکم زن که مژگان غبارم وا شود گر تو بیدارم نسازی، تا ابد خوابیدهام بیدل بنظرم این بیت یکی از زیباترین سرودههای بیدل است. خاک بر راهی را تصور کنید که آرزومندست کسی بر آن پایی بگذارد تا او از زمین جدا بشود و هوا بگیرد. تعبیر«مژگان غبار» و خوابیده بودن آن بر خاک و رابطهاش با بیداری و چشم گشودن معجون شگفتی از بیت ساخته است. افزون بر این هر دو مصرع دوم به تنهایی هزار بار زیبایند، بخصوص مصرع دوم که بسیار ساده و روانست:«گر تو بیدارم نسازی تا ابد خوابیدهام». در پس این زیبایی محتوای شگفتانگیزی نهفته است. اگر نبود میل خالق در خلقت، نقشی رنگ نمیبست و جهان در پردهٔ مستوری میماند؛ اما بقول جامی:«پریرو تاب مستوری ندارد». بنا به حدیث معروف«کنز مخفی» که یکی از ستونهای اندیشگانی ابن عربی است، شوق خالق به شناخته شدن محرک ایجاد عالم بود. چنانکه بیدل میگوید: ارادت کرد بر شوخی تقاضا برون آمد به صد گلشن تماشا مهرداد مهرجو https://t.me/Biddle_Academy
پا به خاکم زن که مژگان غبارم وا شود گر تو بیدارم نسازی، تا ابد… — آکادمی بیدل دهلوی | مهرداد مهرجو — TG.ME
August 23, 2026 466 12