🔘 🖤مهر پدری
🖤🖤 مجموعه روایت #رواق_دارالذکر
🔘 بلوچ بود و اهل سیستانوبلوچستان. مرواریدهای دوختهشده به شالش، توی نور رواق برق میزد. چهارشنبه رسیده بود و اولین بار بود که به دارالذکر میآمد. وقتی از حضرت آقا حرف میزد، چشمهای سبزش میدرخشید و لبخند جانداری روی لبهایش مینشست.
🔘 میگفت: «من بلوچم. تا قبل از مدرسه چیزی از آقا نمیدونستم. اما وقتی رفتم مدرسه، معلمم درباره آقا برامون صحبت میکرد و عکسهاشون رو نشونمون میداد. از همون موقع مهر آقا به دلم نشسته بود و هر روز پررنگتر میشد.»
🔘 حضرت آقا را با همه وجودش دوست داشت و آقا را با مهربانی بیمثالش میشناخت؛ صفتی که انگار در وجود خودش هم دیده میشد.
🔘 خردهروایتهای رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در #رواق_دارالذکر حرم مطهر علیبنموسیالرضا(ع)، شهریور ١٤٠۵
▫️به بیت رهبر بپیوندید👇
@beit_rahbar1








