تا حالا چند بار به خودت گفتی: «اول این کار رو تموم کنم… — بی ذهن شو تا خوشحال شی — TG.ME

تا حالا چند بار به خودت گفتی:

«اول این کار رو تموم کنم....

بعد....بعدش میتونم یکم زندگی می‌کنم...»

شاید فکر کنی این جمله فقط مال آدم‌های پرمشغله‌ است؛

اما تقریباً همه‌مون به شکل‌های مختلف

این الگوی ذهنی رو تکرارش می‌کنیم:


اگر خانه‌داری:
اول غذا رو بپزم و ظرف‌ها رو بشورم....
بعدا....
فقط بعدش میتونم یکم استراحت کنم...»




اگر کارمندی:
اول ایمیل‌ها و گزارش‌هام رو تموم کنم
آره...
بعدش تازه خیالم راحت میشه.



اگر مدیری:
اول این جلسه‌ها و مشکلات تیم رو جمع کنم
آخیش...
بعدا وقت دارم تا به خودم برسم.



اگر صاحب کسب‌وکاری:
اول فروش بهتر بشه....
وای چقدر خوب میشه....
بعدش دیگه با خیال راحت زندگی می‌کنم.



اگر فریلنسری:
اول این پروژه رو تحویل بدم به مشتری...
فکرشو بکن...وقتی بهش تحویل دادم
بعدش میتونم چند روز برای خودم وقت بذارم...



اگر تولیدکننده‌ی محتوایی:
اول این پست یا ویدیو رو منتشر کنم
آماده اش کنم
پاداشم این میشه که بعدش ریلکس کنم...



اگر معلمی:
اول برگه‌ها رو تصحیح کنم
کلی هم کاره...
بذار از شرشون راحت شم
بعد یه زمانی میاد که دیگه ذهنم درگیر نیست و وقت وقته استراحته


اگر دانشجویی:
اول این امتحان یا ترم تموم شه
درس هارو پاس کنم
مدرک بگیرم
بتونم باعث افتخاره خودم و پدر مادرم شم
بعدش دیگه میتونم حسابی خوش بگذرونم...


اگر برنامه‌نویسی:
اول این مشکل رو حل کنم
این مسله رو بتونم به سرانجام برسونم
این پازل رو تمومش کنم بره
بعد ذهنم آزاد میشه و میتونم کارهایی که دوست دارم بکنم


اگر معمار یا طراحی:
اول این نقشه و رندر رو تحویل بدم
فایل هاش رو سه بعدی کنم
نقشه هارو منظم کنم
اووو..کلی کار مونده ...برم سراغش
بعد یه نفس راحت میکشم....



اگر پزشک یا پرستاری:
اول این شیفت تموم بشه
وای که چقدر منتظرشم
این شبفت دیگه شبفت آخره...
بعد وقت دارم به خودم برسم و یکم این اضطراب ها تموم شه...


اگر فروشنده‌ای:
اول مشتری‌ها برن...
من خیالم راحت شه که امروز رو خوب کار کردم
و مفید بودم براشون
بلاخره مغازه رو میبندم
و بعد میرم پیش بچه ها و آروم میشم....


اگر حسابداری:
اول حساب‌ها بسته شه
وای رییس تا آخر وقت حساب ها رو میخواد
بجنبم که دیره
بعد خیالم راحت میشه و با دوستم میرم بیرون...


اگر راننده‌ای:
اول این آدم رو به مقصد برسونم
وقتی رسیدیم
بهم پول میده...این رانندگی کردنم هم تموم میشه
و آخیییش...اونوقت وقته استراحت کردنمه...


اگر آشپزی:
اووو...امروز ده تا سفارش غذا دارم
همه‌ی سفارش‌ها باید آماده بشه
ندیگه گند زدم
وایسا تموم شه...بعد برای خودم هم یه چیز درست میکنم که بخورم....


اگر آرایشگری:
اووو..امروز دوشنبه است!
از اون روز هایی که حسابی سرم شلوغه....
اون لحظه ای که آخرین مشتری بره
وای وای وای وای...دیگه میتونم به خودم برسم...آخیش



اگر ورزشکاری:
اوه...ببین هنوز 3 کیلو مونده
هنوز به وزن یا فرم دلخواهم نرسیدم
باید امروز یک ساعت بدوم و بعدش از بدنم لذت میبرم
اونموقع به بدن ایده آلم رسیدم...



اگر هنرمندی:
وای این فیلم رو باید بازی کنم
این خیلی برام مهمه و تمام زندگیم بهش وابسته است
این اثر کامل بشه....
بتونم جایزه ی نهایی رو بگیرم
بعد احساس رضایت می‌کنم...



اگر پدر یا مادری:
وای چه روز خسته کننده ای
اول بچه‌ها بخوابن
همه‌چیز مرتب بشه
دیگه هیچ مسولیتی ناشته باشم
بعد نوبت من میرسه....



اگر تعمیرکاری:
این آخرین پیچ رو ببندم
زودتر ردش کنم بره
بعد می‌تونم برم روی صندلی لم بدم و گوشی بازی کنم....
ظاهر این جمله‌ها با هم فرق داره،



اما پشت همه‌شون یک باور مشترکه:


«الان زمان زندگی‌کردن نیست؛
زندگی بعداً شروع میشه.»


اما مشکل اینجاست که کارها هیچ‌وقت واقعاً تمام نمیشن...

غذا که آماده شد

ظرف‌های نشسته می‌مونن...

پروژه که تحویل داده شد

پروژه‌ی بعدی میاد...

ایمیل‌ها رو که جواب دادی

دوباره ایمیل میاد...

یک مشکل رو که حل کردی

ذهنت دیوانه وار سراغ مشکل بعدی میگرده...

و این ‌طوری ممکنه روز ها

سال ها

مشغول این باشی که زندگی رو طوری طراحی کنی

بسازیش

آماده اش کنی

تا نهایتا بعدا...بعدا زندگی کنی

پس از این به بعد این تمرین رو هر موقع یادت اومد

انجامش بده

تمرین «ده دقیقه زندگی»

هر وقت متوجه شدی داری به خودت میگی:

«اول این کار رو انجام بدم، بعد آروم میشم...»

همون‌ جا متوقف شو

و بگو:

«دارم آرامشم رو

مشروط به تمام‌ شدن یک کار دیگه می‌کنم.»

قرار نیست مسئولیتت رو رها کنی....

فقط قبل از اینکه ادامه‌ بدی و بدوی

ده دقیقه از زندگی سهم بردار:

یک چای رو بدون عجله بنوش....با دقت...با لذت

به یک موسیقی گوش بده....باهاش برقص و بخون...

چند دقیقه زیر نور خورشید بنشین....و فقط ببین بیرون رو...

با یک آدمی که برات عزیزه ده دقیقه حرف بزن....

کمی راه برو....

یا فقط چند نفس عمیق بکش و هیچ کاری نکن....

بعد دوباره به کارت برگرد....

قرار نیست اول همه‌ کارهات رو تموم کنی

تا تازه اجازه داشته باشی آروم شی....



قرار نیست زندگی رو پروژه ای ببینی
که باید تحویل داده بشه...


تا تازه اجازه داشته باشی لذت ببری ...

کار می‌تونه ادامه داشته باشه...
اما زندگی هم باید همین الان...

در همین لحظه ای که این متن رو میخونی...

در کنارش جریان داشته باشه....

شادی رو جایزه‌ ی پایان کارت نکن...

و الان که این متن رو خوندی...یه لبخند بزن

بگو خدایا شکرت

و با آرامش زندگی کن...

با شادی...
❤2
August 25, 2026 186 4 1