آذر ماه سال گذشته یک تصمیم جدی گرفتم.
همونطور که قبلا توی چنلم نوشتم من کار مدیریت محصول انجام میدادم، و هنوز هم دوست دارم مدیر محصول باشم اگر فرصتش باشه، ولی چون مارکتِ مدیریت محصول و کلا بازار کار توی ایران به نسبت دو-سه سال پیش تغییر کرده، به خصوص برای من که ایدهآلم ریموت کار کردنه، بعد از یک مدت تصمیم گرفتم از کارهای حوزهی tech فاصله بگیرم و برم سراغ محصولهایی که بازار قویتری دارن. مثلا انتظار داریم که آهن همیشه مشتری داشته باشه و چرخش در هر صورت بچرخه به نسبت ایدههای جهان اولی وابسته به اینترنت و تکنولوژیای که ما دوست داریم توی ساختنش نقش داشته باشیم و از کار کردن توی اون فضای مدرن و وابسته به تکنولوژی لذت ببریم.
آذر ماه تصمیم گرفتم که به جای پوزیشنهای شغلی مدیریت محصول، بیام سراغ Business Development. یک کار بیزینس دولوپمنت برای یک کارگاه سنگهای قیمتی رو گرفتم. تصمیم درست و به شکل عجیبی به موقعی هم بود چون هنوز یک ماه نگذشته بود که دلار قیمتش بالاتر رفت و اعتراضات شروع شد و موج اول قطعی اینترنت هم اومد
[طبیعتا منظورم این نیست که بزرگترین مشکل ما قطعی اینترنت بود و الان فقط دارم دربارهی تاثیر جریانهای اخیر کشور روی کار صحبت میکنم وگرنه درد بزرگتر ما جای دیگهای بود قطعا]
بعدش یک بازهی زمانی کوتاهی اینترنت داشتیم که باز هم قطع شد. این بار انگار برای همیشه. حتی همون فیلترنت سابق رو از دست دادیم.
اوضاع کارهای وابسته به اینترنت توی ایران بدتر هم شد.
تصمیم خروج از بازار tech و ورود به بازار محصولی مثل سنگ، تصمیم استراتژیک و خوبی بود اما شرایط جوریه که اونقدرها نمیتونم بابت این کار استراتژیکی که کردم با خوشحالی بنویسم چون فعلا کدوم خوشحالی؟
و از سمتی کار ما هم به هر حال تحت تاثیر قرار گرفته با این که با ذهنیت و واقعیت *سنگ که همیشه مشتری داره و پیاز هم نیست که خراب بشه* واردش شدم.
خودتون به moral of the story برسید چون شاید اصلا دیگه نتیجهگیریای وجود نداشته باشه. توی ایران کلا برنامهریزی برای آینده یک شوخیه. مثلا دوست برنامهنویس من این متن رو بخونه چه کاری از دستش بر میاد الان؟
اما خب در نهایت خوشحالم که من از فرصتم استفاده کردم و بازم به تلاشم ادامه میدم که توی این محاصره به هر حال کارگاهمون چراغش روشن باشه.
امیدوارم شرایط هم برای من و هم برای همه بهتر بشه.
2.08K
21
21May 6, 2026 1.7K 10