آزمون صلاحیت بالینی پزشکی
ترم ۱ که بودم، یک روز که به دفتر آموزش دانشگاه رفته بودم، خاطرم هست که یک اینترن پزشکی را دیدم و مشغول صحبت شدیم و از او پرسیدم که امتحانات شما چطور است؟ و گفت مثلاً اینطور است که استاد میگوید بیماری آمده با درد در این قسمت شکم؛ حالا بگو تشخیص و اقدامات لازم چیست.
از این پاسخ او ترسیده بودم. با خودم میگفتم یعنی امکان دارد من هم به این روز برسم؟ واقعاً قرار است که من به مردم بگویم علت درد شکمشان فلان است؟ و برای رسیدن به آن روز، همهچیز دورتر و غریبتر از هر چیزی بود که به نظرم میرسید.
حالا آن روز رسیده بود.
آخرین آزمون جامع این مسیر هفتساله را روز پنجشنبه پشت سر گذاشتم. آزمون صلاحیت بالینی پزشکی. آزمونی با چهارده ایستگاه بالینی که نزدیک به دو ساعت طول کشید و از بین تمام اینترنهای شرکتکننده، من و دو نفر دیگر تمام ایستگاهها را با بالاترین نمره قبول شدیم.
به نظرم بهترین آزمون این چند سال اخیرم آزمون OSCE پزشکی، یا همان صلاحیت بالینی پزشکی بود؛ آن را بسیار دوست داشتم. از این نظر که هم کاربردی بود و هم از بین دیگر آزمون ها درستوحسابی میشد صلاحیت یک پزشک را با آن ارزیابی کرد.
برای مطالعه آزمون فرصت چندانی نداشتم، آن هم برای آن همه مبحث پزشکی. البته این خودش جزو خوبیهای این آزمون است؛ اینکه هرچقدر هم خوانده باشی و فکر کنی که آماده ای، در نهایت چند ایستگاه پیدا میشود که مشخص کند اگر از قبل در حالت آمادهای نباشی، چطور میتوانی فضا را مدیریت کنی و پاسخ مناسبی برای سؤالها پیدا کنی.
یک بار دیگر، و شاید برای آخرین بار، این فرصت را داشتم که اساتید خوبم را بهعنوان ممتحن ببینم. این بار برایم هم لذتبخش بود و هم ناراحتکننده. دیدار های آخر همیشه یک جور دیگر است.
خوشحال بودم که طی این سالها با آنها آشنا شدم و ارتباط خوبی با آنها برقرار کردم و حالا نتیجهاش همین حس خوبی است که امروز، در آخرین آزمون جامع پزشکی، داشتم.











