@azinameh · 27 subscribers
آنقدر نوشتم که انگشتانم گود رفت. که جوهر روی دستانم پخش شد. که کاغذ تمام شد. آنقدر روی دیوار نوشتم. که جوهر تمام شد. با خون نوشتم. جانم تمام شد.
The short link opens the channel straight in the Telegram app — not in a browser tab.
tg.me/go/azinamehIs this your channel? Add @tgme as admin — and see how many people click your links. Get the stats →
Channel created March 26, 2026per Telegram
We have been tracking it since August 30, 2026
In all that time the channel has changed neither its name, nor its @username, nor its avatar.
We show only what we have seen ourselves.
اوضاع کار و بار هیچ خوب نیست. بخواهیم رو راست باشیم که معمولا نیستیم باید بگوییم بار هست اما کار نه. بارش سنگین هم هست. آنقدر که رسمان را کشیده و هیچ نمانده . شیر که هیچ ،شیره مان را دوشیده اند و از سیخ و سنگ هم کاری بر نمیآید. ته ته اش را در آورده و هیچ نمانده ته دیگ. هر چه کفگیر میزنیم آب در ها…
[media, no text]
در Visage of War، سالوادور دالی چیزی فراتر از یک تصویر ضدجنگ خلق کرده است. این اثر را میتوان قرائتی بصری از ماهیت چرخهای خشونت دانست: جمجمههایی که در چشمها و دهان یکدیگر تکرار میشوند، ساختاری بینهایت و بازگشتی را به تصویر میکشند که در آن هیچ نقطهی پایانی وجود ندارد. اگر این قرائت را بپذیریم،…
[media, no text]
بهت گفته بودم سالی یه بار ، دری به تخته که خورد، ستاره ایی که درخشید، بارانی که بارید، نوروزی، یلدایی چیزی آن تلفن سبز قدیمی رو از زیر تخت بیرون بکش. با آستین لباست خاک روش رو بگیر و زنگی به من بزن. گفتی زنگ بزنم چه بگویم؟ عجب سوال مسخره ایی ! زنگ بزن و بگو هوا چطور است. ناهار چه خوردهای؟قیمت…