حلقه کیان؛ مدرسهای برای اندیشه و سیاست
دو چهره محوری این حلقه، عبدالکریم سروش و سعید حجاریان بودند. اگر سعید حجاریان را مغز متفکر سیاسی حلقه بدانیم، سروش را باید چهره محوری آن در حوزه نظری و فلسفی دانست.
آرش نراقی درباره جلسات این حلقه میگوید:
«ما چند نوع جلسه داشتیم. یکی از جلسات مربوط به خود نشریه بود که آقایان سلطانی، گنجی، پناهنده، کاشی، قاضیان، تهرانی، شمسالواعظین و من در آن شرکت میکردیم. این جمع خطمشی نشریه و محتوای مطالب آن را تعیین میکرد. جلسات دیگری هم داشتیم که در روزهای چهارشنبه برگزار میشد؛ این جلسات بیشتر از جنس گپ و گعده بود. در این جمع دوم افراد بیشتری حضور داشتند و جلسه بیشتر به بحثهای علمی و تبادلنظرهای فکری میگذشت و آقای تاجزاده مدیر این جلسات بود. یادم است که در همین جلسات بود که برای مدتی دکتر سروش درباره فقه، آقای حجاریان در خصوص مسائل فلسفه سیاسی، آقایان هادیان و سمتی در خصوص جان لاک و... صحبت میکردند.»
از کیان تا دوم خرداد؛ وقتی اندیشه وارد سیاست شد
نشریه و حلقه کیان در اوایل دهه هفتاد تأثیر قابلتوجهی بر فضای فکری و سیاسی جامعه گذاشتند. نشریهای که بخش عمده مطالب آن ماهیتی فلسفی و نظری داشت، به تیراژی حدود ۲۰ هزار نسخه رسید و در میان بخش قابلتوجهی از نخبگان سیاسی مورد استقبال قرار گرفت؛ بهگونهای که حتی حوزههای علمیه نیز از دامنه تأثیر آن در امان نماندند.
برخی، خرداد ۷۶ را نتیجه و برآمد بذرهای فکری میدانند که این حلقه طی سالهای پیش از آن در جامعه کاشته بود. پس از خرداد ۷۶، شماری از اعضای حلقه از فعالیت فکری و مطبوعاتی فاصله گرفته و وارد بدنه دولت شدند؛ از جمله امینزاده و تاجزاده. در مقابل، افرادی چون شمسالواعظین و سازگارا به تأسیس روزنامههایی چون «جامعه» روی آوردند. و افرادی چون حجاریان و سحرخیز هم وارد دولت شدند و هم مبادرت به تاسیس روزنامه و نشریاتی چون صبح امروز و ماهنامه آفتاب کردند.
تقریباً تمامی روزنامههای موسوم به «زنجیرهای» دوم خرداد، بهدست اعضای این حلقه تأسیس یا اداره شدند؛ روزنامههایی چون «جامعه»، «صبح امروز»، «آزادگان»، «توس» و...
فرجام حلقه کیان؛ ثمرات یک کادرسازی موفق
در دوران اصلاحات، اعضای حلقه یا وارد بدنه دولت شدند، یا در مراکز علمی و دانشگاهی به فعالیت پرداختند، مانند کاشی و علویتبار، و یا همچنان در عرصه مطبوعات و نشر به فعالیت خود ادامه دادند.
با افول جنبش اصلاحات، در نوعی تقسیم کار نانوشته، هر یک از آنان مسیر متفاوتی را در پیش گرفتند. گنجی و سازگارا که سابقه فعالیت در سپاه داشتند، به آمریکا کوچ کردند و جامه اپوزیسیون بر تن کردند. مجید محمدی نیز به آمریکا رفت و این روزها خواستار بمباران زیرساختهای ایران است و در قامت وکیل مدافع اسرائیل ظاهر شده است.
کسانی چون قاضیان به کادرسازی و فعالیت در شبکههای رسانهای برونمرزی پرداختند. کدیور و سروش نیز از قلب بلاد کفر، از غم کودکان فلسطینی میگویند. تاجزاده در زندان است، ماشاالله شمسالواعظین در شورای اطلاعرسانی دولت فعالیت میکند و سعید حجاریان هم در کنج امن خود نشسته و به ما لبخند میزند!
حلقه کیان نمونهای موفق و درخشان از کادرسازی بود؛ پروژهای که ثمرات آن را میتوان چند دهه بعد نیز مشاهده کرد. امروز، پس از گذشت چند دهه از شکلگیری این حلقه، اعضای آن هم در دولت حضور دارند و هم در اپوزیسیون؛ هم در نشریات داخلی حضور دارند و هم در رسانههای برونمرزی چون اینترنشنال و بیبیسی؛ هم در مقام مدافع فلسطین ظاهر میشوند و هم سینهچاک اسرائیل.
چون نیک بنگریم، حلقه کیان صرفاً یک گعده فکری نبود؛ بلکه مدرسهای فکری و کادرساز بود که نیروهای خود را در بخشهای مختلف ساختار سیاسی و رسانهای توزیع کرد. موفقیت یک شبکه سیاسی الزاماً به معنای باقیماندن اعضای آن در یک اردوگاه سیاسی واحد نیست؛ گاهی موفقیت واقعی یک شبکه، در توانایی آن برای پرورش نیروهایی است که بتوانند در اردوگاههای متفاوت، و حتی در موقعیتهای ظاهراً متضاد، به ایفای نقش بپردازند.
از این حیث، باید به ماشاالله شمسالواعظین و سعید حجاریان آفرین گفت که در این زمینه، استادانه عمل کردند.
#بهروز_حسینی@ayarenaghd






