📌دلار در مسیر دوبرابرشدن
اقتصاد ایران و کوتاهتر شدن فاصلههای جهش ارزی
نگاهی به روند تاریخی نرخ دلار در ایران، یک واقعیت مهم را نشان میدهد: مسیر افزایش نرخ ارز خطی نبوده، اما در بلندمدت میل مشخصی به کوتاهشدن فاصله زمانی میان دوبرابرشدن نرخ دلار وجود داشته است.
نرخ دلار از محدوده ۱۰ تومان در سال ۱۳۵۷ تا محدوده ۱۶۳٬۸۴۰ تومان در سال ۱۴۰۴ رسید.
بر اساس این دادهها، دلار از ۱۰ تومان به ۲۰ تومان طی حدود دو سال رسید؛ اما برای عبور از ۸۰ به ۱۶۰ تومان حدود شش سال زمان نیاز داشت. در مقابل، در دورههای بعدی سرعت این حرکت به شکل محسوسی افزایش یافت و در مقاطعی دوبرابرشدن نرخ دلار تنها حدود یک سال یا حتی کمتر طول کشید.
در زمان یاد شده
اگر صرفاً قیمت دلار را بررسی کنیم، روند کلی صعودی آن چندان شگفتانگیز نیست. اما شاخص مهمتر، مدت زمانی است که اقتصاد برای تجربه یک افزایش ۱۰۰ درصدی در نرخ ارز نیاز داشته است.
در مراحل ابتدایی، این فاصله نسبتاً طولانی بود:
۱۰ به ۲۰ تومان: حدود ۲ سال
۲۰ به ۴۰ تومان: حدود ۳ سال
۴۰ به ۸۰ تومان: حدود ۴ سال
۸۰ به ۱۶۰ تومان: حدود ۶ سال
۱۶۰ به ۳۲۰ تومان: حدود ۲ سال
اما از مراحل بعدی، الگو تغییر میکند. دلار از ۶۴۰ تومان تا ۱٬۲۸۰ تومان حدود ۱۳ سال زمان میبرد، در حالی که پس از آن، مسیر دوباره وارد فاز شتاب میشود.
از ۱٬۲۸۰ تومان به ۲٬۵۶۰ تومان تنها حدود یک سال فاصله وجود دارد و سپس در سالهای بعد، دوبرابرشدنهای متوالی با فاصلههایی حدود دو تا شش سال اتفاق میافتد.
این یعنی اقتصاد ایران در مقاطع مختلف، وارد دورههایی از «انباشت فشار» و سپس «تخلیه فشار ارزی» شده است.
▪️چرا سرعت دوبرابرشدن دلار در بلندمدت افزایش پیدا میکند؟
یکی از مهمترین دلایل را باید در تفاوت میان رشد ارزش اسمی دلار و کاهش ارزش واقعی ریال جستوجو کرد.
وقتی تورم داخلی برای سالهای طولانی بالاتر از تورم اقتصادهای طرف مقابل باشد، قدرت خرید ریال به مرور کاهش پیدا میکند. اگر همزمان رشد نقدینگی، کسری بودجه، ناترازی بانکی، محدودیت دسترسی به منابع ارزی و بیثباتی انتظارات تورمی وجود داشته باشد، فشار روی بازار ارز بیشتر میشود.
در چنین شرایطی ممکن است نرخ ارز برای مدتی توسط سیاستهای ارزی، عرضه ارز، کنترل بازار یا قیمتگذاری رسمی مهار شود. اما این الزاماً به معنای از بین رفتن فشارهای بنیادی نیست.
گاهی فشارها برای چند سال زیر سطح بازار جمع میشوند و بعد در یک شوک اقتصادی یا سیاسی آزاد میشوند.
جهشهای ارزی معمولاً «پیوسته» نیستند و نباید تصور کرد دلار هر سال با یک نرخ ثابت رشد میکند.
▪️رفتار نرخ ارز در اقتصاد ایران بیشتر شبیه یک مسیر پلکانی است:
ثبات نسبی → انباشت تورم و عدم تعادل → افزایش انتظارات → جهش ارزی → تثبیت جدید → تکرار چرخه
به همین دلیل، ممکن است دلار چند سال در یک محدوده باقی بماند، اما بعد در مدت کوتاهی چند پله قیمتی را پشت سر بگذارد.
چنین حرکتی نشان میدهد که در دورههای بحران، مفهوم «زمان دوبرابرشدن» میتواند از چند سال به چند ماه کاهش پیدا کند.
نرخ ارز در ایران طی این سالها تحت تأثیر چندین رژیم ارزی مختلف قرار داشته و تفاوت میان نرخ رسمی، دولتی، بازار آزاد، نرخهای معاملاتی و نرخهای مرجع میتواند مقایسه تاریخی را پیچیده کند.
بنابراین اعداد جدول بیشتر برای نمایش روند بلندمدت افت ارزش پول ملی و تغییر سرعت جهشهای ارزی قابل استفادهاند، نه برای محاسبه دقیق بازده سرمایهگذاری یا پیشبینی قطعی آینده.
به عبارت دیگر، مهمترین پیام این نیست که «دلار حتماً به عدد بعدی میرسد»، بلکه این است که فاصله زمانی میان جهشهای بزرگ ارزی در برخی دورهها به شکل معناداری کاهش یافته است.
رسیدن دلار به این عدد به متغیرهای بسیار بیشتری وابسته است.
از جمله:
نرخ تورم داخلی
رشد نقدینگی
کسری بودجه دولت
وضعیت درآمدهای نفتی
دسترسی به منابع ارزی
تحریمها و روابط خارجی
سیاست ارزی بانک مرکزی
نرخ بهره
انتظارات تورمی
میزان مداخله بازارساز
و مهمتر از همه، اعتماد عمومی به ریال
مهمترین تغییر: زمان دیگر فقط تابع تورم نیست
در سالهای اخیر، بازار ارز بیش از گذشته به انتظارات واکنش نشان میدهد.
به همین دلیل، در دورههای بیثباتی، نرخ ارز میتواند بسیار سریعتر از روند تورم جاری حرکت کند. بازار در این حالت فقط تورم امروز را قیمتگذاری نمیکند؛ بلکه بخشی از تورم و ریسک آینده را نیز پیشخور میکند./بازار پایه
@astiggmat