شبی یک سرگذشت :
امشب
قوز بالاقوز
درفرهنگ ایران زمین تنوع ضرب المثل و رسم ورسوم ، بسیارزیاد میباشد که دارای مفهوم و معانی زیادی میباشد ، امشب رامتفاوت باهرشب ریشه ضرب المثل قوزبالا قوز را برایتان میگویم .
شبى مهتابی ، مردی صاحب قوز از خواب برخواست ، گمان كرد سحر شده ، بلند شد و به حمام رفت.
از سر آتشدان حمام كه گذشت، صدای ساز و آواز به گوشش خورداعتنانکردوبه داخل رفت..
وارد گرمخانه كه شد ، جماعتی را ديد در حال رقص و بزم و پايكوبى هستند ، او نيز بنا كرد به آواز خواندن و رقص و شادى کردن در حال رقص چشمش به پاهاى جماعت رقصنده افتاد و متوجه سم آن ها شد و پى برد كه اين جماعت از اجنه هستند ، گرچه بسيار ترسید اما خود را به خدا سپرد و به روی آنها نيز نیاورد.
از ما بهتران نيز كه در شادى و بزم بودند از رفتار قوزی خوششان آمد و قوزش را برداشتند!...
فردای آن روز رفیق آن قوزى خوشبخت كه او نيز قوزی بر پشت داشت ، از او پرسید : چه كردی كه قوزت صاف شد؟
او هم ماوقع آن شب را شرح داد.
چند شب گذشت و رفیق به حمام رفت ، گرمخانه را دید كه اجنه آنجا جمع شدهاند.
گمان كرد همین كه برقصد ، اجنه نيز شاد شده و قوزش را برميدارند!
پس شروع به خواندن و رقصیدن کرد...
از قضا جنيان آن شب عزادار بودند، پس اوقاتشان تلخ شد و قوزى بالاى قوز اين بينوا افزودند!...
آن وقت بود كه فهمید چه خطا و كارى نابجایی انجام داده و گفت:
ای وای دیدی چه به روزم شد ، قوزی بالای قوزم شد .
این بودسرگذشت کسیکه موقع شناس نباشد وشرایط دیگران درک نکند
کاظم مزینانی تامطلبی دیگربدرود
ماخذ
کتاب ده هزارضرب المثل
دکتر ابراهیم شکورزاده
امثال و حکم زندهیاد دهخدا.
🕊https://t.me/+__yk8iQw-aI2ZmQ0
September 4, 2026 8