پنجره را چهارطاق باز می‌کنم و در حالی که صدای پدافند با صدای مردمی که… — Ardalan.amin.javaheri — TG.ME

پنجره را چهارطاق باز می‌کنم و در حالی که صدای پدافند با صدای مردمی که از پنجره‌ها سوت می‌کشند درهم آمیخته است، سال را در تنها‌ترین حالت ممکن تحویل می‌کنم.
در این غروب، که برایم درست شبیه غروب جمعه‌ای دیگر است، به شهری نگاه می‌کنم که به امید آزادی‌اش کنارش ایستادم. بخش‌هایی از آن ویران شده است، اما شهر، ویرانه نشده است. ساختمان‌هایی که هدف موشک بودند، به‌طرزی عجیب تمیز فروریخته‌اند؛ شهر را کثیف، درهم و دودآلود نمی‌بینم. در کنار همین فروریختگی‌ها، پرنده‌های ترسیده هنوز پرواز می‌کنند؛ در جست‌وجوی مکانی امن. و در دل تمام این‌ها، بهار از راه رسیده است.
در همین قاب، می‌توانم سال گذشته را تعریف کنم: سالی با ویرانی بسیار، که هنوز ویرانه نشده است. جایی که ترس از ما عبور کرده، اما هنوز شجاعت ترک‌مان نکرده است. مرگ بسیار اتفاق افتاده، اما هنوز کسی زندگی را فراموش نکرده است. نه فقط خودِ زندگی را، که حتی زندگیِ کسانی را که امسال دیگر نیستند.
یاد حرف عزیزی می‌افتم که در سالی که گذشت، پدرش را از دست داد. می‌گفت: «ناراحت اینم که وقتِ مردن، تنها بود…»
بی‌اختیار به این فکر کردم که او در زندگی نیز تنهاییِ بسیاری کشیده بود. نه از آن رو که بخواهم مرگش را سبک جلوه بدهم، بلکه انگار می‌خواستم یادآوری کنم که او در زندگی نیز به‌خوبی حمایت نشده بود.
با خودم می‌گویم:
«زندگی تنها، به اندازه‌ی مرگ تنها، سخت است.»
در همین بین، سیلی از پیام‌های تبریک روی گوشی می‌آیند. اما من، دست‌کم در لحظه‌ی تحویل سال، به کسی تبریک نمی‌گویم. در این پیام‌ها، سقوط آرزو را حس می‌کنم؛ انگار شرم، زبان همه را از آرزوهای قشنگِ هر ساله بسته است. فقط پاسخ پیام همان عزیزی را می‌دهم که در سوگ پدرش نشسته بود و می‌نویسم:
«امیدوارم امسال، غمی به زندگی‌ات اضافه نشود…»
ایرانِ امسال، عیدش سوگ بسیار دارد. و همان‌قدر که باور دارم بازمانده باید به زندگی بازگردد، فکر می‌کنم جایِ رفتگان نیز باید خالی بماند. باید جایی برای نبودنشان در روان ما حفظ شود؛ وگرنه همه، راحت و مظلومانه، فراموش می‌شوند.
صدای موسیقی را زیاد می‌کنم؛ نامش «والسِ سوگواری» است، و انگار برای همین روزها ساخته شده. صدای هیاهو با خنده، با گریه، و با موسیقیِ زندگی‌بخش در هم می‌آمیزد، تا تلخ‌ترین پایان را برای سالی تلخ رقم بزند.
پنجره را چهارطاق باز می‌کنم و در خانه‌ی روانم، جا برای تک‌تکِ کسانی که نیستند، باز می‌گذارم؛
تا در آغاز سال نو، هیچ‌کس تنها نباشد…

#اردلان_امین_جواهری


@ardalanjavaheri
❤30
March 26, 2026 1.2K 7