نفوذ روسیه در ایران قاجاری فقط با سیاست و قرارداد پیش نمیرفت؛ پول، تجارت و نیروی نظامی هم بخش مهمی از این نفوذ بودند.
یکی از مهمترین ابزارها، بانک استقراضی روسیه بود که از دهه ۱۸۹۰ در ایران فعالیت میکرد و بهتدریج در شهرهایی مثل تهران، تبریز، رشت و مشهد شعبه و نمایندگی پیدا کرد.
این بانک فقط یه موسسه تجاری معمولی نبود و در وامدهی به دولت و رجال ایرانی نقش پیدا کرد؛ بهطوری که ارتباطش با ساختار مالی ایران، آن را به یکی از ابزارهای مهم نفوذ روسیه تبدیل کرده بود.
صفحات ۹۳–۹۶
اما نفوذ فقط در بخش پول نیست!
در سال ۱۸۷۹، بریگاد قزاق ( همون نیرویی که رضاشاه پس از کودتا باهاش قاجار رو سرنگون کرد ) در ایران تشکیل شد؛ نیرویی که از نظر رسمی بخشی از نیروهای ایران بود، اما فرماندهی اون در اختیار افسران روسی قرار داشت.
جالب اینجاست که هزینه این نیرو هم از منابع ایران پرداخت میشد. ویلهلم لیتن مینویسه بخشی از درآمد گمرکات شمال ایران مستقیما برای پرداخت هزینههای بریگاد قزاق اختصاص پیدا میکرد.
این نیرو بعدها به یکی از مهمترین ابزارهای نظامی روسیه در ایران تبدیل شد؛ نیرویی که به دولت قاجار فشار میآورد و نمیذاشت حرکتی بر علیه دولت روسیه بزنه.
صفحات ۱۷۱–۱۷۳
از سال ۱۸۸۸، امتیاز بهرهبرداری از ماهیگیری در سواحل ایرانی دریای خزر و رودخانههای منتهی به آن، در محدوده آستارا تا اترک، به استپان لیانازوف، تاجر روس، واگذار شد و بعدها این امتیاز تمدید شد؛ چیزی که توجهم رو جلب کرد نقشه ای بود که این کتاب از سواحل ایرانی به ما نشون داد که افسانه ی ۵۰ درصد رو از ذهن ایرانی بیرون کنه.
در واقع نفوذ روسیه رو میشه در سه بخش مکمل هم دید :
بانک؛ نفوذ از مسیر پول
بریگاد قزاق؛ نفوذ از مسیر قدرت نظامی
شیلات خزر؛ نفوذ از مسیر اقتصاد و تجارت
و این دقیقا همون چیزیه که مفهوم «نفوذ مسالمتآمیز» در اسم کتاب رو توضیح میده.
📚 ویلهلم لیتن، ایران از نفوذ مسالمتآمیز تا تحتالحمایگی، ۱۹۲۰.
