@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴فتیشیسم در صورت کالایی آشکار میشود، جایی که رابطهی اجتماعی میان کارهای خصوصی در شکل رابطهای میان محصولات کار ظاهر میگردد و پول همین وارونگی را در صورتی مستقلتر و عمومیتر تثبیت میکند.[11] این ظاهر ضرورت خود را از شکل اجتماعی تولید کالایی میگیرد که در آن کارهای خصوصی از خلال مبادلهی محصولاتشان اعتبار اجتماعی پیدا میکنند، ازاینرو به خطای صرف ادراک افراد فروکاسته نمیشود و با آموزش یا کنارزدن یک سوءتفاهم ناپدید نمیگردد. وارونگیای که در صورت کالایی محصول کار آشکار میشود، در سرمایه از خلال خودگستری ارزش، خرید نیروی کار و سلطه بر فرایند تولید صورتی مشخصاً طبقاتی مییابد، زیرا جدایی کارگر از شرایط تولید و کالاشدن نیروی کار شرایطیاند که در آنها حرکت خودگستر ارزش به فرایند واقعی تولید ارزش اضافی پیوند میخورد و سلطهی نظاممند سرمایه بر کار زنده برقرار و بازتولید میشود. مارکس نشان میدهد که حتی با فرض خرید نیروی کار به ارزش آن، مصرف این کالای ویژه در فرایند تولید به این معناست که کارگر میتواند بیش از زمان کار لازم برای بازتولید ارزش نیروی کار خود کار کند و همین کار اضافی سرچشمهی ارزش اضافی میشود.[12] خودگستری ارزش از همین مسیر به تصاحب کار اضافی، انباشت، رقابت، تمرکز و بازتولید دائمی جدایی کارگر از وسایل تولید پیوند میخورد. سرمایه از این جهت هم حرکت خودگستر ارزش است و هم رابطهای اجتماعی که این حرکت را بر کار زنده، مالکیت وسایل تولید و اجبار اقتصادی فروش نیروی کار بنا میکند، زیرا سرمایه در مقام ارزش خودگستر، صورت شیءواره و استقلالیافتهی رابطهای اجتماعی و طبقاتی است که بر جدایی تولیدکنندگان از وسایل تولید و مالکیت سرمایهدارانه استوار میشود و از خلال خرید نیروی کار، تصاحب کار اضافی و انباشت، شرایط مادی خود را پیوسته بازتولید میکند.
منبع
@amookhtan

نقد اقتصاد سیاسی
تفاوت دیالکتیک هگل و مارکس در نسبت تعین، مفهوم، نهاد و نقد / عبدالباسط سلیمانی - نقد اقتصاد سیاسی
در بحث تفاوت دیالکتیک هگل و مارکس، نخست باید از ابتذالی رایج فاصله گرفت که هگل را به «آسمان ایده» و مارکس را به «زمین ماده» تقلیل میدهد... این تقابل البته مدتهاست در پژوهشهای مربوط به نسبت هگل و مارکس محل نقد بوده و خوانشهای متفاوتی کوشیدهاند نسبت منطق…
1
1September 7, 2026 134 5