@amookhtan
🔴 #حافظه_تاريخي
🔴کارل مارکس و فردریش انگلس در «مانیفست» نوشتند که «دولت مدرن چیزی نیست جز کمیتهای اجرایی برای مدیریت امور مشترک کل طبقه بورژوازی»(مارکس و انگلس، مانیفست حزب کمونیست، فصل اول). اما خود مارکس در تحلیلهای تاریخی پیچیدهتر بعدیاش بهویژه در رسالههای «نبردهای طبقاتی در فرانسه» و «هجدهم برومر لوئی بناپارت» با ظرافتی بینظیر نشان داد که طبقهی حاکم هرگز در واقعیت تاریخی یک بلوک یکپارچه بدون درز و عاری از تضاد نیست بلکه خود، میدانی پرآشوب از رقابت منافع گوناگون است: تضاد دائمی سرمایهی صنعتی در برابر سرمایهی مالی، سرمایهی تولیدی در تقابل با سرمایهی تجاری واسطهای، سرمایهی ملی در نزاع با سرمایهی وابستهی جهانی و از همه مهمتر شکلگیری «بوروکراسی دولتی» و آپاراتوس نظامی-امنیتی بهعنوان یک طبقهی مجزا با منافع مادی و هویتی کاملاً خاص و مجزای خود.
در ساختار اقتصاد سیاسی ایران امروز، این تکثر و تعارض منافع درون بلوک قدرت بهوضوح تمام قابلمشاهده است و کلید فهم مسئلهی حجاب است. از یکسو، سرمایهی دولتی رانتی (متکی بر درآمدهای نفت، مجتمعهای غولپیکر پتروشیمی، انحصارات فولاد و شبکههای درهمتنیدهی بانکهای دولتی) و همچنین سرمایهی بازرگانی سنتی (متشکل از شبکهی بازار و تولیدیهای کوچک وابسته) از نظر منافع کاملاً با دستگاه ایدئولوژیک دولت هماهنگاند و از اعمال «قانون حجاب» سود میبرند؛ چراکه این اعمال قدرت، ابزاری است برای بازتولید روزمرهی مشروعیت ایدئولوژیک دولت، سرکوب سازماندهی مستقل کارگری و کنترل انضباطی طبقهی کارگر. از سوی دیگر، بخشهای نوظهور سرمایهی خصوصی مدرن (شامل اقتصاد مبتنی بر فناوری اطلاعات، اکوسیستم استارتاپها، صنعت روبهرشد گردشگری، شبکههای کافهداری و مشاغل اقتصاد خلاق) برای بقا و توان رقابت در اتمسفر اقتصاد بازار جهانی و همچنین جذب نیروی کار متخصص و تحصیلکرده، به فضایی لیبرالتر و آزادتر نیاز حیاتی دارند و مستقیماً از اجرای سختگیرانهی «قانون حجاب» و اختلال در فضای کسبوکار، زیان مادی میبینند. در شکاف میان این دو بلوک متخاصم سرمایه، «بوروکراسی دولتی» که شامل لایههای متکثر نیروهای نظامی، دستگاههای امنیتی، نهادهای قضایی و شبکهی گستردهی مدیران ارشد دولتی میشود، بهعنوان یک بازیگر قدرتمند مستقل با منافع سازمانی خاص خود (یعنی حفظ بقا، گسترش هژمونی و توجیه بودجههای نجومی کنترل)عمل میکند. این بوروکراسی عریضوطویل از حفظ «قانون حجاب» بهعنوان یکی از بنیادیترین ابزارهای بازتولید سلطه و توجیه حضور همهجانبهی خود در حیات روزمره استفاده میکند و به تبع آن با هرگونه ظهور «عرف آزادتر» که انحصار این قدرت کنترلگر را به چالش بکشد و ضرورت حضور این آپاراتوسهای کنترلی را بلاموضوع کند، بهشدت و با خشونت مقابله میکند.
متن کامل
@amookhtan

نقد اقتصاد سیاسی
فرم – ارزش جنسی و دیالکتیک پوشش / آیدا نگهدارینیا - نقد اقتصاد سیاسی
نقدی بر آنومالی بدن در اقتصاد سیاسی ایران: نظام سرمایه، بهمثابه یک کلانساختار تولید معنا، ارزش و ساماندهی به حیات (زیستسیاست)، چه نسبتی با «بدن زن» برقرار میکند؛ و این نسبت، خود را در چه فرمهایی از «ظهور»، «پنهانشدگی» و «انقیاد» در عرصهی اجتماع ایرانی…
2
1
1September 20, 2026 91