در حالی که بازارها هنوز درگیر سناریوی عبور طلا از مرز 5.000 دلار هستند، بانک آمریکا چشماندازی بسیار تهاجمیتر ترسیم کرده و هدف کوتاهمدت خود را 6.000 دلار در هر اونس تا بهار 2026 اعلام کرده است؛ سطحی که بیش از 20% درصد بالاتر از سقف تاریخی فعلی خواهد بود. به گفته مایکل هارتنت، استراتژیست این بانک، اگرچه تاریخ تضمینکننده آینده نیست، اما در چهار بازار صعودی بزرگ گذشته، طلا به طور میانگین حدود 300% درصد طی 43 ماه رشد کرده و تکرار الگویی مشابه میتواند قیمت را به محدوده 6.000 دلار برساند.
مایکل ویدمر، رئیس تحقیقات فلزات در Bank of America، طلا را همچنان یک دارایی کلیدی برای پوشش ریسک و خلق بازده میداند. از نگاه او، ترکیب فشردگی عرضه، افزایش هزینههای تولید و حساسیت بالای سودآوری شرکتهای معدنی به قیمت طلا، زمینه را برای جهش سودآوری در سال 2026 فراهم میکند. برآورد این بانک نشان میدهد تولید 13 شرکت بزرگ معدنی آمریکای شمالی به حدود 19.2 میلیون اونس خواهد رسید که 2% کمتر از سال قبل است، در حالی که هزینههای تمامشده پایدار با رشد 3% به حوالی 1.600 دلار در هر اونس میرسد. با این حال، سود عملیاتی (EBITDA) این شرکتها میتواند تا 41% افزایش یافته و به حدود ۶۵ میلیارد دلار برسد.
چشمانداز کلی بانک آمریکا برای 2026 میانگین واقعی 4,538 دلار را برای طلا متصور است و همزمان انتظار دارد نقره، پلاتین و پالادیوم نیز از این فضای مثبت بهرهمند شوند. نسبت فعلی طلا به نقره در محدوده 59 قرار دارد؛ سطحی که از نگاه تاریخی هنوز ظرفیت عملکرد بهتر نقره را نشان میدهد. برای نمونه، نسبت 32 در سال 2011 به معنای نقره 135 دلاری و نسبت 14 در سال 1980 حتی قیمت 309 دلاری را تداعی میکند.
به اعتقاد ویدمر، بازار طلا اگرچه از منظر تکنیکال بارها در وضعیت اشباع خرید توصیف شده، اما از نظر تخصیص سرمایه هنوز «کمسرمایهگذاریشده» است. طلا تنها حدود 4% از کل بازارهای مالی را تشکیل میدهد و سرمایهگذاران ثروتمند به طور میانگین فقط 0.5% از دارایی خود را به آن اختصاص دادهاند. پژوهشهای جدید حتی نشان میدهد نگهداری 20% از پرتفوی در طلا میتواند استراتژی مؤثری باشد و در برخی مدلها این سهم تا 30% نیز قابل توجیه است.
در کنار سرمایهگذاران خرد، بانکهای مرکزی نیز همچنان خریدار فعال باقی ماندهاند و سهم طلا در ذخایر رسمی به حدود 15% رسیده است، در حالی که مدلهای بهینهسازی نشان میدهد این نسبت میتواند تا 30 درصد افزایش یابد. از منظر سیاست پولی، تجربه نشان داده در دورههای کاهش نرخ بهره ـ بهویژه زمانی که تورم بالاتر از 2%است ـ قیمت طلا به طور میانگین 13% رشد کرده است. بنابراین حتی چرخهای ملایم از کاهش نرخها میتواند سوخت تازهای برای روند صعودی باشد.






