وستون شاهد هر دو جنگ جهانی بود. گروهشان را با اَنسل اَدمز در بحبوحهی رکود بزرگ تأسیس کرد. سفرِ عکاسی او برای کتاب برگهای علف والت ویتمن به دلیل حملهی پرل هاربر ، ناتمام ماند. بعد هم به عنوان دیدهبان حملات هوایی داوطلب شد، ساعتها روی برجک میایستاد و آسمان را میپایید؛ تضادی غریب برای عکاسی که تمام زندگیاش را وقف ثبت وضوح و جزئیات بر روی زمین کرده بود. با این حال سوژهی اصلی او در این دوره باز هم نه «منظرهی جنگی» و نه «صحنهی نبرد»، بلکه درختان بلوط و صخرههای پارک پوینت لوبوس بود. او این درختان پیچخورده و خشکشده را «قهرمانان اسطورهای» مینامید؛ احتمالاً برایش استعارهای بود از مقاومت در برابر خشونت و نابودی.
بخشی از مقاله مُخل جهان واقع؛ ادوارد وستون، کَریس ویلسون و تاریخ عکاسی| نویسندگان: زانیار بلوری و وحید ولیخانی
📌 متن کامل در وبسایت عکاسی:
https://www.akkasee.com/3ll3
📍کانال تلگرام وبسایت عکاسی
#مقاله