دو راهی رودبایستی با دوستان نویسنده و مسئولیت اخلاقی
.
چند روز قبل در بین خبرهای بد و ناامیدکننده یک خبر خوب شنیدم. رمانی از نویسندهای افغانستانی منتشر شده بود و گفتوگوهایی هم پیرامونش شکل گرفته بود.
در سیاره کوچک داستان افغانستان، تقریبا همه نویسندگان همدیگر را کم و بیش میشناسند. اگر از نزدیک ندیده باشند به احتمال زیاد در فضای مجازی با یکدیگر لایک به لایک (همان چشم در چشم) میشوند و طبیعی است که تعارفاتی هم بینشان شکل میگیرد.
مشتاق و حریص هستم همه کارهای تازه نویسندگان هموطنم را بخوانم. میتوانم ادعا کنم همه رمانها و مجموعهداستانهایی که در ایران قابل دسترس باشند را خواندهام. چون میخواهم نبض ادبیات داستانی افغانستان در دستم باشد و ارتفاعی را که نویسندگان در آن پرواز میکنند، من هم تجربه کنم.
برای همین شروع کردم به جستجو در اینترنت تا ببینم چطور میشود آن رمان را تهیه کرد؟ رمان در ایران منتشر نشده بود ولی بخشهایی از افتتاحیه و صفحات اولیه آن به شکل نمونه در دسترس بود.
آنچه دیدم و خواندم تکاندهنده بود. نثر و زبان رمان در رسواترین شکل ممکن ساخته و پرداخته هوش مصنوعی بود؟ اگر با هوش مصنوعی کار کرده باشید میدانید که در متنهای خلاقه، هوش مصنوعی برخلاف اسمش چندان هم هوش ندارد. ای بسا تشبیههای غریب و بیمعنا، توصیف صحنههایی زائد و تعاملات غیرمنطقی میان کاراکترها را پیش روی کاربر میگذارد، که اگر کسی الفبای نویسندگی داستان را بداند هرگز به خودش اجازه نمیدهد آن را به عنوان داستان منتشر کند!
من مخالف هوش مصنوعی نیستم ولی وقتی فردی به اصطلاح نویسنده، هیچ دخل و تصرفی در یک متن، آن هم متنی پر از اعوجاج و ناپخته، نداشته باشد، چه باید گفت؟
جالبتر اینکه برای آن متن به اصطلاح داستانی، جمعی گرد هم آیند و هر کدام از یک شینگ آن گرفته و تحلیلهایی پستمدرن ارائه کنند!
آیا نام بردن از آن نانویسنده و نارمان در فضای مجازی کاری غیراخلاقی است؟ اصلا ارزش هیاهو و خود را در معرض قضاوتهایی همچون حسادت و تنگنظری قرار دادن دارد؟
چطور است سکوت کنیم؟ آیا سکوت ما سبب نمیشود ادبیات نحیف داستانی و محفلی ما از این کرده ناامیدکننده تر و مبتذلتر شود؟
مسئولیت اخلاقی یک مخاطب در مواجهه با چنین آثاری چیست؟
@ahmadmudaqeq2





