ما در گذشته ماهواره های مختلفی را با ماهواره بر های بومی به فضا ارسال کردیم. بعنوان نمونه ماهواره های نور ۱و۲و۳ توسط ماهواره بر قاصد، ماهواره امید توسط ماهواره بر سفیر، ماهواره چمران ۱ و ثریا توسط ماهواره بر قائم و ماهواره فخر۱ توسط ماهواره بر سیمرغ به مدار های نزدیک زمین پرتاب شده اند.اما چرا برای پرتاب این ماهواره ها از ماهواره بر ایرانی استفاده نکردیم؟
ماهواره بر های ایرانی سابقه ای برای حمل ماهواره های سنگینی مثل پایا و ظفر۲ و تزریق آنها به مدار نداشتند بنابراین اگر مشکلی در پرتاب ماهواره ها در مدار بوجود می آمد هزینه ی اقتصادی زیادی را به همراه داشت.
به طور کلی محموله حامل ماهواره شامل ۲ بخش است: ۱.ماهواره بر (موشک) ۲.پیلود
پیلود بخشی است که حامل ماهواره و محتویاتی است که ماهواره بر برای آن شلیک میشود. پیلود ماهواره بر های بومی توان حمل هر ۳ ماهواره (برای ماهواره های سنگین تر حتی به صورت جداگانه) ساخته شده را نداشتند.
برای مثال ماهواره بر قائم ۱۰۰ که دقت تزریق خوبی دارد تا ۸۰ کیلوگرم را میتواند تحمل کند که یعنی ماهواره پایا را به تنهایی نیز نمیتواند ارسال کند.
اما پیلود ماهواره بر سایوز در نسخه معمولی توان حمل ۷ تن و در نسخه پیشرفته توان ۸ تن را نیز دارد.
بنابراین برای پرتاب این سه ماهواره برای هرکدامشان باید یک ماهواره بر بومی بکار میبردیم که اینگونه هزینه اقتصادی بیشتری داشت.
همچنین پرتابگر روسی بخاطر شرایط جنگ اوکراین و لغو شدن بسیاری از اسلات های رزرو شده ارزان تر برای کشور در می آمد.
از مشکلات پایگاه سمنان این است که ماهواره بر برای رسیدن به مدار قطبی باید مانور های تغییر صفحه ای زیادی انجام دهد و نیاز به سوخت و پیچیدگی بیشتری دارد.
اگر پایگاه چابهار آماده شود به علت اینکه به استوا نزدیک تر است ماهواره راحت تر در مدار شبه قطبی قرار میگیرد و در نتیجه به مانور تغییر صفحه ای کمتری نیاز دارد و سوخت کمتری مصرف میکند و در نتیجه پیلود بیشتری میتواند حمل کند.
تقریبا همه ی کشورهای دارای فناوری پرتاب ماهواره،پایگاه های خود را نزدیک به استوا بنا کرده اند. نظیر پایگاه های فضایی در فلوریدای امریکا،گویان فرانسه،سریهاریکوتا هند و هاینان چین.
از آنجا که کشور در حال حاضر فاقد منظومه ماهوارهای عملیاتی است، نیاز بود پیش از استقرار کامل شبکه اصلی، تعدادی ماهواره به عنوان «پیشقراول» در مدار قرار بگیرند تا هم بخشی از نیازهای جاری و فوری کشور به دادهها را برطرف کنند و هم به عنوان نمونههای آزمایشی، زیرساختهای فنی و پیچیدگیهای منظومهسازی را در شرایط واقعی تست کنند. استفاده از پرتابگر سایوز در این مرحله، این اطمینان را به ما داد که این مأموریتهای «میانبر» و حیاتی بدون وقفه انجام شوند تا مسیر برای پرتابهای انبوه و عملیاتی در سالهای آینده کاملاً هموار گردد.
به طور کلی ماهواره بر وقتی شلیک شده و میخواهد ماهواره را در مدار قرار دهد،ابتدا باید سرعت خود را در جو به درستی تنظیم کند که نه از جو فرار کند و ماهواره را با سرعت مناسب و جهت درست در مدار قرار دهد و نه سقوط بکند. اگر ماهواره بر سوخت جامد باشد موشک روشن شده و دیگر خاموش نمیشود و اگر در مرحله تزریق هرگونه خطایی انجام شود نمیتوان آن را اصلاح کرد اما اگر سوخت مایع باشد قابلیت خاموش شدن نیز دارد که این کار کنترل آن را راحت تر میکند و در مرحله تزریق میتوان با دقت بیشتری ماهواره را در مدار قرار داد.
اگرچه برخی از ماهواره بر های ایرانی مثل سیمرغ از سوخت مایع اسفاده میکنند اما تا به حال اطمینانی از دقت تزریق ماهواره به مدار از طریق آنها حاصل نشده است.
ساخت پایگاه فضایی چابهار و توسعه ماهواره بر های سوخت مایع مانند سیمرغ گام های بسیار بلندی برای خودکفایی ۰ تا ۱۰۰ کشورمان در تمامی مراحل ساخت تا پرتاب ماهواره است.
به امید روزهایی پرفروغ تر برای صنعت فضایی ایران


